سناریو اعضا{ scenario}
درخواستی سناریو :💜 یک خندمون نشه( آخر ویدئو )
وقتی اعضا بردارمون هستند و مریض شدیم و پنهون میکنیم که بدتر میشه 💞
نامجون :
_ ات چرا چیزی بهم نگفتی ها ( داد)
× داداش ببخشید
_ ات تو تب داری میسوزی میفهمی باید بریم دکتر
× من نمیام از آمپول میترسم خواهش میکنم ( گریه)
_ ات من حواسم بهت هست خوشگلم بیا بریم من هستم
× میای باهام
_ معلومه دستتو بده
× بریم
💙__________________________💙
جین:
_ اتتتتتتتتتتت
× ( از خواب میپره)
_ تو تب داری میسوزی بدو آماده شو بریم دکتر
× نه داداش خواهش میکنم
_ ات حرف نزن اگه کارت شه چی هاااا
× داداش آمپول
_ پیشتم قول میدم بدو بریم
× پیشم بمونی ها
_ باشه قربونت بشم
💖___________________________💖
شوگا:
× شوگا میترسم من نمیرم
_ ات لج نکن خواهش میکنم از تب داری آتیش میگیری
× نه نههه ( سرفه )
_ ات اگه بیای بریم برات پیشی میخرم
× واقعانی
_ معلومه ولی باید بریم
× منتظر چی بریم من امادم
_ ( خنده) از دستت تو بریم
🖤___________________________🖤
جیهوپ:
× آقای دکتر خواهش میکنم نزنید ( گریه)
دکتر: باید بزنیم اگر نه حالت بد تر میشه
× جیهوپ( گریه)
_ خواهرم گلم فرشتم بزن خواهش میکنم یک سانیه تحمل کن
× نمی تونم جیهوپ( گریه )
_ اگه آمپول بزنی قول میدم ببرم برات کلی خوراکی وسیله بگیرم
× قول ( اشکاشو پاک میکنه )
_ قول
🧡_____________________________🧡
جیمین:
_ ات گریه نکن چشمای قشنگ رو خراب نکن
× نمیخوامممممم بگو بهم دارو بده
_ ات گفت دارو فایده نداره
× نمیخوامممممممم
_ خوشگلم انجام بدی یک بلیت کنسرت برات میگیرم
× خدایش
_ اره
× بریم بدو
_ بدو بریم جوجه،
× من جوجه نیستم تو جوجه ای بچه
_ اتتتتتتتتتتت( موش بدو گربه بدو)
💛______________________________💛
تهیونگ:
_ ات آبجی ...
× نهههههه
_ ببین دست بزن پیشونیت ...
× نههههههه
_ باشه منم نمیبرمت پیش اعضا
× .........
_ چی شده ها
× ببخشید ...
_ نههههههه
× بابا تهیونگ نگن دیگه
_ نههههههه
× ببخشید( بغض)
_ ای خدا باشه بدو بریم آمپول بعد اعضا
× بلیمممم
💚_______________________________💚
جونکوک:
_ خرگوش کوچولو
× من کوچولو نیستم و نمیام آمپول بزنم
_ ات لج نکن
× میخوام لج کنم
_ باشه پس نمیبرمت تهیونگ رو ببینی
× نه نه خواهش میکنم
_ آمپول میزنی
× نهههه
_ تهیونگ دوست دختر مریض نمیخواد
× ( گریهههههه)
_ اتتتت غلط کردم
× گریههه
_ ( زنگ میزنع تا تهیونگ بیاد)
تهیونگ: ات کجاست
_ تو اتاق
× گریهه
تهیونگ: حالت خوبه عشقم
× تهیونگ جونکوک گفت هققق منو نمیخوای
تهیونگ: جونکوککککک
_ خوب چیکار کنم آمپول نمیزد
_ آبجی خوشگلم ببخشید غلط کردم منو ببخش
× .........
_ خوشگلم ..
× اوف باشه قبوله آمپول میزنم
_کوک و ته : هوورااااا
× آنقدر خوشحال میشد من آمپول بزنم
_ ارهه
ته: ( میزنه به دستت کوک) اوهوم نه منظورم کوک اینکه
× باشه فهمیدم( خنده )
کوک و ته: ( خنده )
💜______________________________💜
رمان جدید تو راه پس سریعتر درخواستی هاتون رو بگید تنکیو بای بای 🥳💌
وقتی اعضا بردارمون هستند و مریض شدیم و پنهون میکنیم که بدتر میشه 💞
نامجون :
_ ات چرا چیزی بهم نگفتی ها ( داد)
× داداش ببخشید
_ ات تو تب داری میسوزی میفهمی باید بریم دکتر
× من نمیام از آمپول میترسم خواهش میکنم ( گریه)
_ ات من حواسم بهت هست خوشگلم بیا بریم من هستم
× میای باهام
_ معلومه دستتو بده
× بریم
💙__________________________💙
جین:
_ اتتتتتتتتتتت
× ( از خواب میپره)
_ تو تب داری میسوزی بدو آماده شو بریم دکتر
× نه داداش خواهش میکنم
_ ات حرف نزن اگه کارت شه چی هاااا
× داداش آمپول
_ پیشتم قول میدم بدو بریم
× پیشم بمونی ها
_ باشه قربونت بشم
💖___________________________💖
شوگا:
× شوگا میترسم من نمیرم
_ ات لج نکن خواهش میکنم از تب داری آتیش میگیری
× نه نههه ( سرفه )
_ ات اگه بیای بریم برات پیشی میخرم
× واقعانی
_ معلومه ولی باید بریم
× منتظر چی بریم من امادم
_ ( خنده) از دستت تو بریم
🖤___________________________🖤
جیهوپ:
× آقای دکتر خواهش میکنم نزنید ( گریه)
دکتر: باید بزنیم اگر نه حالت بد تر میشه
× جیهوپ( گریه)
_ خواهرم گلم فرشتم بزن خواهش میکنم یک سانیه تحمل کن
× نمی تونم جیهوپ( گریه )
_ اگه آمپول بزنی قول میدم ببرم برات کلی خوراکی وسیله بگیرم
× قول ( اشکاشو پاک میکنه )
_ قول
🧡_____________________________🧡
جیمین:
_ ات گریه نکن چشمای قشنگ رو خراب نکن
× نمیخوامممممم بگو بهم دارو بده
_ ات گفت دارو فایده نداره
× نمیخوامممممممم
_ خوشگلم انجام بدی یک بلیت کنسرت برات میگیرم
× خدایش
_ اره
× بریم بدو
_ بدو بریم جوجه،
× من جوجه نیستم تو جوجه ای بچه
_ اتتتتتتتتتتت( موش بدو گربه بدو)
💛______________________________💛
تهیونگ:
_ ات آبجی ...
× نهههههه
_ ببین دست بزن پیشونیت ...
× نههههههه
_ باشه منم نمیبرمت پیش اعضا
× .........
_ چی شده ها
× ببخشید ...
_ نههههههه
× بابا تهیونگ نگن دیگه
_ نههههههه
× ببخشید( بغض)
_ ای خدا باشه بدو بریم آمپول بعد اعضا
× بلیمممم
💚_______________________________💚
جونکوک:
_ خرگوش کوچولو
× من کوچولو نیستم و نمیام آمپول بزنم
_ ات لج نکن
× میخوام لج کنم
_ باشه پس نمیبرمت تهیونگ رو ببینی
× نه نه خواهش میکنم
_ آمپول میزنی
× نهههه
_ تهیونگ دوست دختر مریض نمیخواد
× ( گریهههههه)
_ اتتتت غلط کردم
× گریههه
_ ( زنگ میزنع تا تهیونگ بیاد)
تهیونگ: ات کجاست
_ تو اتاق
× گریهه
تهیونگ: حالت خوبه عشقم
× تهیونگ جونکوک گفت هققق منو نمیخوای
تهیونگ: جونکوککککک
_ خوب چیکار کنم آمپول نمیزد
_ آبجی خوشگلم ببخشید غلط کردم منو ببخش
× .........
_ خوشگلم ..
× اوف باشه قبوله آمپول میزنم
_کوک و ته : هوورااااا
× آنقدر خوشحال میشد من آمپول بزنم
_ ارهه
ته: ( میزنه به دستت کوک) اوهوم نه منظورم کوک اینکه
× باشه فهمیدم( خنده )
کوک و ته: ( خنده )
💜______________________________💜
رمان جدید تو راه پس سریعتر درخواستی هاتون رو بگید تنکیو بای بای 🥳💌
- ۱۱۲.۰k
- ۱۵ مهر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط