{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

؟خوشبختانه عمل خوبی داشت فقط یه پاش شکست ولی خوبه درکل و

؟خوشبختانه عمل خوبی داشت فقط یه پاش شکست ولی خوبه درکل و یه دو سه روز بمونن بعد میتونید برید
-ممنونم اقای دکتر
&خیلی ممنون
×ممنون
؟لبخند
-خانم دکتر میتونیم ببنیمش
؟حتما حتما
-بریم ...ممنون

ویو یونگ رو
+با درد بدی چشمامو باز کردم نور سفیدی رو میدیدم دستمو گرفتم جلوی چشمم که دیدم در باز شد جین و نامی و ته ته اومدن با صدای بی حالی گفتم
+بچه ها
&حالت خوبه
+اوهوم
-واقعا نباید بزاریم بری بیرون
+🙂
×بچه هاااا ...یونگا حالت خوبه
+اره خوبم
+من پام چرا انقدر سنگینه و درد میکنهه
-چون شکسته
+چییی
&اروم تر داد نزن اره پات شکسته
+عرررررر
&عرعر نکن
+الان میام جرتون میدمااااااا
-به ما چه
+برید گمشید بیرون می خوام بکپم
×بد دهن
+🙂لطف داری


پرش زمانی به سه روز بعد
+جینی کمکم میکنی
-دستای هندسامم خراب میشه
+نامیی کمک
×دستم پره
+ته ته(مظلوم)
&بیا بغلم جوجه
+دستاشو باز کرد
&براید بغلش کرد
+اینطوری زشتهههه
&جیغ جیغ نکن پات شکسته چطوری بگیرمت
+باشه بابا بریم

ویو توی ماشین
+بچه ها من بشتنی موخام
&نامی وایستا تا من برم برای خانم بستنی بخرم
+تهیونگ تو وقتی فقط باهام قهری بهم میگی خانم چیزی شده
&چونکه مراقب خودت نیستی ما چقدر باید ازت مراقبت کنیم همش دردسر درست میکنی
+ببخشید (بغض و ناراحتی)
-وایستا تهیونگ این حرفات زشته
×راست میگه
+نه نه اشکال نداره راست میگه شما دیگه باید زن بگیرید ولی دختر عموتون سر بارتونه
&ی..یونگ منظورم این نبود
+میدونم چونکه ته ته من اینطوری نمیگه حالا برو بستنیمو بخر(لبخند و قطره اشک)
&-×🫂🫂🫂🫂🫂 بغل کردن یونگ رو
+اییی خفم کردی
& ببخشید
+برو دیگه عه هندی شد
-🤣

ویو ته
&باهاش بد حرف زدم واقعا رفتم و چهار تا بستنی خریدم طعم مورد علاقه یونگ نهنایی بود منم پرتقالی جینم توت فرنگی نامی هم وانیلی
& بفرمایید
+ممنونم
&خواهش بریم حالا
+میسه خولاکی بخلین
&اییی باشه فقط اینطوری نکن
+🤣

......
-کم تر بخور میترکیاااا
+الان که دیگه توی خونه ایم خودتون گفتید اگه رسیدیم خونه همشو بخور تا خفه شی(دهن پر)
&نه دیکه اینطوری
-اوهوم راست میگه

ویو نامی
×از شرکت زنگ زدن گفتن که....
دیدگاه ها (۳)

پارت 43🎀 ویو آت 🎀رسیدیم خونه.آت: وای... خونه‌ی خودمون! 🥹🏠💜هی...

پارت دویه ساعت بعدجیمین: نامی چرا یونی نیومدنامی: نمی‌دونم و...

پارت 13رمان ✨عشق مدرسه ای🇰🇷هیونجین: ملکه قلبم بغض نکن رسیدیم...

پارت۳

رمان :(تا وقتی که عاشقت شدم )^_^

A game of love and hateP³ویو آتصبح با صدای زنگ از خواب بیدار...

#ازدواج_اجباری Part16زن عمو اومد تو و گفت:م.ت: چیشد دخت....و...

تهیونگ پرسید: بچه مگه شما کرم دارینکوک و ا/ت: هاالیسا: ببین ...

فردا صبح ساعت ۴ توی همون کلاس چشامو باز کردم و با صدای ته به...

پارت سه کوک: نهمیسو: به هر حال که تو مدرسه میری بیا دیگه( کو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط