اندوهم را

اندوهم را
نیمی به زمین دادم
نیمی به آسمــــــــــــــان
نیمــــــــــــی آب شد نیمی آبی
*
تنهایی ام را
نیمی به آسمان دادم
نیمی به زمیـــــــــــــــن
نیمی مـــــــــــــــــــــــــــاه شد
نیمی مـــــــــــــــــــــــــــــــــــــاهی ! !
*
سکوتم را
نیمی به زمین دادم
نیمی به آسمـــــــــــــان
نیمی رعــــــــــــــــــــــد شد
نیمی طــــــــــــــــــــــــــــــــوفان ! !
*
چه فرق می کند
در ابتـــــدای راه باشم
یا در انتـــــــــــــــــهای راه
وقتی به تــــــــــــو ختم نمی شود!
وقتی هر لحظه تنـــــــــــــــها تر میوم ! !
*
آیینه ی قفس نمی گذارد
پرنــــــــــــــــده فراموش کند
یــــــــــــــــــــک لحظه تنهایی خود را !
سکوت هم نمی گذارد که من تنهایی خود را فراموش کنم ! !
*
آموختم درابتدای سفر
هر چه نزدیک تر به تــــو
آسمــــــــــــــــــــــــــــــان آبی تر
در انتهای راه آسمـــــــــــــــــان تیره شد ! !
*
در ابتدای راه
به من پر بخشیـــدی
پریـــــــــدم در ابتدای راه
برای تــــو قــــــفس خالی مـاند
برای من آسمان آبی ، تیــــــــــره شد ! !
*
#death_error
دیدگاه ها (۱)

وقتی منطق دیوار می‌کشد و عشق پنجره را باز می‌کند...روان‌شناس...

سناریو از شخصیت های توکیو ریونجرز☆موقعیت:~» توی دفترت درباره...

𝖕𝖆𝖗𝖙۳سوهو در انتهای راهرو ایستاده بود. موهای تیره‌اش را باد ...

☝️☝️🥰باران شدید و زیبای رشت دوشنبه ساعت۲۲/۳۰۱۴۰۵/۶/۱۶ قرآن ک...

☝️☝️🥰باران شدید و زیبای رشت دوشنبه ساعت۲۲/۳۰۱۴۰۵/۶/۱۶ قرآن ک...

🖤 پشتِ غرورِ سردت | 𝑷𝒂𝒓𝒕 15مینهو پشت میز نشسته بود و به مدار...

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

ایا همیشه تنفر باقی می‌ماند؟✨پارت۴✨_________________🌘🌗🌖🌕🌔🌓🌒_...

پارت ۴۴ آن شب تهیونگ با چند تا از دوست‌هاش بیرون رفته بود.قر...

پارت ششم: سایه‌ای در خیابانوقتی از کافه بیرون آمدند، باران ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط