#تو_مطعلق_به_منی

#تو_مطعلق_به_منی
پارت_31
با چشم به بادیگارد ها گفتم بیان کمک کنن یونگی رو بگیرم وقتی متوجه کسایی شد که گرفتنش انقدر عصبی شد که می خواست مل رو هم بکشه

_گمشیداون ور ع*وضی های بدرد نخور
بادیگارد:معذرت می خوایم ولی نمیتونیم...

داشتیم میکشیدیمش که رو کرد به ات گفت
_یه جوری ازت متنفرم که انگار وجود نداشتی
_حالا برو هر*زگیت رو بکن
_ولی بدون تو نمیتونی با خیال راحت زندگی کنی

کشون کشون بردنش چه صحنه بدی اونو بردن وای یونگی...
به من گفت هر*زه من برای از دست ندادنش... از دستش دادم...
اونوقت اون منو...اینطوری...با لقب های بد صدا زد چرا...مهم اینه اون تا ابد و یک روز عشق من میمونه من اونو تو آغوشم میگیرم آغوش خالی من فقط مال مین یونگی هست همیشه دوستت دارم رویایِ غیر ممکن من..

~ دیدی هیچ وقت براش مهم نبودی
+دهن کثیفتو ببند
~اووو شکست عشقی اودی گریه نکن بیچاره " حالت تمسخر"
+به خاطر توی عن**چصک این وضعیت رو دارم پس دو دقیقه دهن او گاله رو ببند تا هم خودمو هم خونتو آتیش نزدم
~عصبی میشی جذاب تر میشی
+ فک کنم ننه بابات بهت یاد ندادن که هر چی تو ذهن کثی*فت میگذره به زبون نیاری هوم؟!
~....
+خوبه...میرم اتاقم

تا خواستم برم گفت...

#اد_هوپی
دیدگاه ها (۱۱)

پارت ۳۱ یوجین:چی؟نه‌نه نه شیو:چته تو ؟یوجین:هیچی خب به من چه...

پادشاهی شب"مجازات روز"رستگاری سپیده دم PAER 1,2انقدر ادم های...

پارت۵[عشق یهویی]

فیک عشق دو مافیا

بانوی من Par:16ا.ت ویوباورم نمیشه ، اون فکر می‌کنه من مامانش...

پارت 21مورالز: چون من یک سم به عشقت دادم که نهایتا تا 2 ساعت...

روانی منP32

فیک

پارت سی٪به خاطر لی باهمیم و برای هم ارزشی نداریم...اما قشنگ ...

پارت سوم جنگ برای عشق :مامان و بابا سریع اومدن ولی اون رفته ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط