{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

(دوست داشتنی) پارت62

(دوست داشتنی) پارت62

ا.ت
آماده شدم رفتم
پایین
ا.ت: خوبه
تهیونگ:عالیه بریم
سوبین: ا.ت یه لحظه بیا
کارت دارم
ا.ت: چی من
سوبین: آره
تهیونگ دستمو گرفت
تهیونگ: عجله دارم میخوایم
بریم
سوبین: خب ا.ت رو نبر
تهیونگ: تو دخالت نکن
√: شما دوباره دعوا کردین
تهیونگ: پدر خیلی تو زندگی
ما دوتا دخالت میکنه
+: چیشده مگه
تهیونگ: هیچوقت نمیزاره
یه لحظه با ا.ت باشم همیشه
باهامونه
√:تهیونگ بد نیست که همراهته
برادرته
تهیونگ: از صدتا دشمن هم بدتره
سوبین
+: تهیونگ درست رفتار کن
سوبین: تهیونگ خیالت راحت
من امشب میرم فقط کار ا.ت
دارم
ا.ت: تهیونگ یه لحظه میرم
میام
تهیونگ: اخه
ا.ت: اخه نداره تو برو
تو ماشین من میام
تهیونگ:.....

#تهیونگ
#فیک
#سناریو
#درام
#اسمات
دیدگاه ها (۳)

True Love①⑨تهیونگ: چیشده مامانم: من و برادرت و لیا یه چیز خو...

پارت سوم | «قرار نیست برم»ا/ت گوشی را از روی میز برداشت.— چر...

℘ɑׁׅꭈׁׅtׁׅ 4 | چیزی که نمی‌توانست پنهانش کندصبح دوشنبه، دانش...

💜 پارت سوم | چیزی که تهیونگ فهمیدتهیونگ هنوز با همان لبخند ش...

سناریو خط قرمز پارت ۳

P25عروس فراری ⚠️اقا یه یه بگین نوسیدنه رو عوض کنم یا نه فقط ...

تهیونگ :خب تو هم میتونی اینجا بمونی خونه ی بزرگی هست که ا/ت ...

(دلداده )ا/ت: سلاممممم جین:سلام جوجه رنگیا جیمین: به به سلام...

Forbidden love②یک ساعت بعد رینا: کجا بودی؟ ا/ت: بدبخت شدمرین...

سناریو ایدل رویایی پارت ۴

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط