وقتیــکہ تمام زندگیـت در یک چہاردیـواری کہ زمیــن تا سقفـ

وقتیــکہ تمام زندگیـت در یک چہاردیـواری کہ زمیــن تا سقفـش را خاطـرات قدیـم پوشانده ست ، خلاصہ میشود .. آن لحظہ کہ ترازوی کوچکـت حریف این حجــم سنگیــن از بی عدالتی نمیشــود .. آن هنگام کہ در برابـر کوله بارِ پر بارِ زندگی کمــر خم میکنی .. آن زمـان کہ مهربانیـت را در پشت خنده تلخت پنهان میکنی .. و یا آن هنگام کہ اخـم بر چهره میکشـی امـا توان گِلایه کردن را نداری .. و هنگامی کہ تمام دلخوشیت ، زندگیت ، میشود ایــن چہاردیواری کہ روزی با عشـق آن را بنا کردی .. قرقره بالا کشیدی .. و با شــوق در پشت دخل نشستی .. حال اما آن گرمیِ شورِ قدیم سرد شده .. توان کم شده .. اما بازهم ادامه میدهی .. و این لحظہ تو زیباترین تصویر ثبت شده در ذهنم میشوی ..
ماندگارِ ماندگار
#MAHE15_
#خودنوشته
من تازه وارد شدم لطفا هوامو داشته باشید
دیدگاه ها (۲)

𝐋𝐄𝐒𝐒𝐎𝐍فصل دوم | پارت ۳۰ | پایانساعت هشت شب...سوا و جونگ‌کوک ...

چند پارت

#𝙁𝙞𝙫𝙚.𝙮𝙚𝙖𝙧𝙨.𝙤𝙛.𝙨𝙞𝙡𝙚𝙣𝙘𝙚 𝗽𝗮𝗿𝘁29{تو فقط دختری بودی که اون شب......

پارت ۳۹ — «سه روز»شب اول بعد از صدور حکم، یورا دوباره برای ب...

⁨⁨⁨⁨میدان افتخار، این‌بار به نام زنان ایران ثبت شد؛ «زن، زند...

#𝙁𝙞𝙫𝙚.𝙮𝙚𝙖𝙧𝙨.𝙤𝙛.𝙨𝙞𝙡𝙚𝙣𝙘𝙚 𝗽𝗮𝗿t 22مرد درانتهای راهروایستاده بودا...

نیشیمیا و شیدو

پرنسس ناخواسته

https://farhikhteganonline.ir/static/images/news/article_hea...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط