{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یکی پرسید توی این گرما با چادر آب پز نمی شی؟

یکی پرسید توی این گرما با چادر آب پز نمی شی؟


  کسی انگار درِ گوشم زمزمه می‌کند: قُل نارُ جهنَّم اَشدّ حرَّا


دراین روزهای سیاه عریانی،روسپیدتراز چادر نمی یابم.
دیدگاه ها (۳)

#چادر من

اُمُّل بودن جسارت میخواد...اینکه وسط ی عده بی_نماز،نماز بخون...

یک نگاه به نامحرم میتواند سالها عبادتت را بسوزاندو یک نگاه ن...

بانوی شهر من!بعید می دانم مقابل نگاه مردم شهر ومیان کوچه و ب...

لجاجت این جماعت با حزب اللهی ها ریشه اش کجاست؟ لجاجت این جما...

پارت۶ایزوکو با قدم‌های سنگین اما آروم به سمت اتاقش رفت. انگا...

#عاشق_خونش_یا_بدنش پارت ²⁰چشم‌های هیونجین آروم آروم بسته شدد...

رمان: دوست پسرِ روانیپارت ۴: لمسِ سردِ حقیقتپاهام انگار به ز...

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊¹⁶خوشبختی از نگاهِ هرکسی، معنایی متفاوت دارد. ا...

سونگ کان، بازیگر کره‌ای و دوست تهیونگ، توی قسمت جدید برنامه‌...

قسمت دوم: شبِ سرنوشت‌سازمکان: حاشیه استخرِ لوکسِ پشت‌بام هتل...

### پارت ۶: وقتی دیوارها می‌ریزندصحن اتاق هنوز گرم بود از تم...

رئیس جمهور برزیل کنسرت های پیش روی بی تی اس در برزیل رو یکی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط