{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق خون

عشق خون
من ات هستم در یک خانواده ی فقیر زندگی میکنم .خانوادم پول شب رو بزور دیدا می کنند البته من یک دختر زیبا اهل کره ی جنوبی هستم .در شهر سئول یک مدرسه ای هست که فقط پول دارا اونجان منم به خاطر نمراتم به اون مدرسه رفتم
اولین روزم بودکه به مدرسه می رفتم یه ماتیک هلویی به لبام زدم و موهامو بافتم خودمو آماده کردم تا به مدرسه برم به مدرسه رفتم وای!چه مدرسه ی مجهزی بود دهنم وامونده زود خب معلم ریاضی من رو به کلاس برد سلام ایشون خانم ات هستند همکلاسی جدیدتون ایشون به خاطر نمراتشون به مدرسه ی ما اومدند یکی از اونا که معلوم بود دختر مغروریه گفت پس از اون سگ گرسنه هاست قلبم شکست خدا می دونه چقدر ناراحت شدم یعنی اصلا قابل وصف نیس معلم گفت :دوستان به خانم ات سلام کنید ومراقبش باشید بچه ها با یه پوزخند سنگینی ویه سلام سخت من رو خورد کردند خلاصه من گفتم:کجابشینم ؟
معلم گفت:کنار کیم تهیونگ و جونکوک یعنی بین دوتا پسر جذاب اما اونا از این بابت راضی نبودند ودختری که معلوم بود د‌وست دختره تهیونگه گفت:استاد من اعتراض دارم چرا من نرم پیش کیم ته اون گدا گشنه بره؟
معلم گفت:احترام رعایت شود دومن این خانم جایی بجز اونجا نداره .
خلاصه رفتم وستشونو بهشون سلام کردم اما جوابی نشنیدم


خب دوستان به دلیل وجود امتحان ریاضی فردا دیگه بیشتر ازاین نمی تونم لایک وکامنت فراموش نشه☺
دیدگاه ها (۳)

عشقو زندیگیم این بی تی اسه

الحق

گوگولی

چندپارتی وقتی تو مافیایی و اونا رو می دزدی:)پارت1ویو اتسلام ...

پارت 1 رمان🎀 عشق مدرسه ای 🎀ویو نویسنده: ات یک بچه یتیمی بود ...

.....//برده ی زیبا//......

پارت 12رمان🎀 عشق مدرسه ای 🎀روزا رفت سمت کلاس وقتی به کلاس رس...

فیک افسرده پارت سه

پارت ۸بعد دوباره یاد اون قضیه افتادم اخم کردم و به مسیر جلو...

پارت 19 رمان 🤍عشق مدرسه ای 🤍ات رو برد اتاق. و پرتش کرد رو ت...

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی. پارت³ویو ات:صبح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط