sorry❗

sorry❗
#sorry
𝑷𝑨𝑹𝑻 12
=چــــ.... ـی؟ نه نه نه اصلا
_چرا؟ نکنه داشتی بهم دروغ میگفتیـ؟
=چطور میتونی همچین حرفی بزنی من بهت اعتماد کردم جین.... واقعا که
_ات گوش کن.... بیا بریم اونجا من فقط عموتو کار دارم
=تو اونو نمیشناسی طوری رفتار نکن که انگار میخوای بری دیدن دوستت.
_یک برو توماشین الان میریم دو اینکه من عمممرا حتی نگاه به همچین ادمای کثیفی کنم
=باشه....
ویو جین:
سوار ماشینم شدیمو یه ربعی تو راه بودیم تا رسیدیم به اون خونه که خیلی قدیمی بود. واقعا که.
_تو تو ماشین بشین...
=اما....
_شیشش نوچ تو با من نمیای
=قول میدی دعوا نکنیو نزنیش؟
_قول میدم کوچولو...
لبخندی اطمینان بخش زدمو بعد بدون در زدن وارد خونه شدم به مرد میانسال دربو داغون روی یه کاناپه شکسته نشسته بود و داشت الکل میخورد دود سیگار مثل مه توی اتاق بود عیو حالم داشت بهم میخورد.(علامت عمو: ~)
~تو کدوم خری هستی؟نکنه دوست پسر اون هر*زه ای؟
به ات چی گفت؟.... دستامو مشت کردم نه من به ات قول دادم نزنمش.
_گیریم که باشم که چی؟ مشکلیه؟
~امروز کار کرد؟ چقدر پول دراورد؟
بسه دیگه نمیتونم تحمل کنم منو ببخش ات ولی مجبورم قولمونو بشکونم. یهو با مشت رفتم تو صورتش دندونامو بهم فشار میدادم و با حرص حثرف زدم
_اینقدر... بیشتر میخوای؟ باشه حتما
و شروع کردم مشتای متوالی بهش زدن اینقدر که نفس کم اوردم و اون دیگه نیرویی برای زر زدن نداشت.
_ات از امروز تحت سرپرستی منه و با من زندگی میکنه و خدمتکار تو عوضی نی فهمیدی؟
~فکر نمیکنی باید هزینه ای برای بردن خدمتکارم بدی؟
بسته پولیو باز کردمو پولو گرفتم سمتش تا خواست بگیره سریع دستمو عقب کشیدمو بهش مشت زدم و بعد پولو پرت کردم
_اینم هزینش
و از اون خراب شده اومدم بیرون
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شرطاااا:
لایک: 12
کامنت: 15
بازنشر: 4
.
.
.

#معروف_پرست_نباشیم
#بی_تی_اس
#فیک_نویس
#فیک
#فیک_بی_تی_اس
#فیک_تهیونگ
#فیک_جونگ_کوک
#فیک_جیمین
#فیک_جین
#فیک_نامجون
#فیک_شوگا
#فیک_جیهوپ
#فیک_نامجین
#فیک_مافیایی
#فیک_تهکوک
#فیک_یونمین
#فیک_استریت
#فیک_ته
#فیک_کوک
#فیک_یونگی
#بی_تی_اس
#بنگتن
#آرمی
#کیپاپ
#فن_فیکشن
#داستان_بی_تی_اس
#سناریو_بی_تی_اس
#فانتزی
#نامجون
#جین
#یونگی
#شوگا
#جیمین
#هوسوک
#جی_هوپ
#جونگ_کوک
#جی_کی
#ته_ته
دیدگاه ها (۱۶)

╭─────────────── ✈️ ───────────────╮✦ پارت ۸۹| آخرین نگاه قب...

پارت ۸ کلا پارت ها شماره هاش اشتباه شده ببخشید

نـفـرتــ𝑯𝒂𝒕𝒆𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟏𝟔_ برو می‌خوام تنها باشم نیم نگاهی به چمدو...

#عشق_بعد_نفرت پارت: 3ویو اتکه چشمم خورد به یه مغازه لباس فرو...

تک پارتی سینا ساعی وقتی

#درخواستی پارت ۴که یه سنگ محکم خورد توی سر ات...اما.. هیچکس ...

ات ویو نمی‌دونم چرا اشکام بند نمیاد... من سیزده ساله که با ...

تک پارتی»»»وقتی ات خوابه با جنکوک..معرفی کسایی ک داخل رمان ه...

like swan 🦢#like_swan𝑃𝑇 12ویو نامجون:ات روبه‌روم نشسته بود و...

part ²با اون شخص یهو بدنم لرزید.اون جونگکوک بود!!!ولش بک به ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط