تکـه یخی که عـاشـق ابــر ِ عـذاب می شود

تکـه یخی که عـاشـق ابــر ِ عـذاب می شود
سر قـرار عـاشـقی همیـشـه آب می شود
به چشم فرش زیـر پـا سقف که مبتلا شود
روز وصـالشان کسی خانه خـراب می شود
کـنـار قـله های غـم نخوان برای سـنـگ ها
کوه که بغض می کند سنگ،مذاب می شود
دیدگاه ها (۱)

شیرین و فرهاد:قصه تیشه و خون!

باران آرامـ می‌بارید، مثل آن روزی که رفتی. تمامـ شهر غرق در ...

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝒄𝒆’𝒔 𝑪𝒉𝒐𝒊𝒄𝒆Part 49صبح روز خاکسپاری آدرین، خانه از هم...

فیک جونگکوک خواب های واقعی

#حکایت_قدیمی در روزگاران قدیم دو همسایه بودند که مرتب با هم ...

Twenty four

{محکوم به لمس } part ۹ 杂交种 رنتو در میان افراد مقام دار ایست...

**پارت ۱۴**ده دقیقه بعد، با چشم‌هایی که از شدت خشم و غرورِ ج...

پارت اول راز خون

### پارت ۹: انتخابِ اجباریانبارِ قدیمی اسکله، بویِ مرگ و اند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط