عضو هشتم بی تی اس ۱

صبح پاشدم
او دیدم از مدرسه ام گذشته
اونم اولین روز مدرسه
زود لباسامو پوشیدم یه هودی پوشیدم زود زود میرفتم رسیدم
اوفف خدارو شکر معلم با من اومد کلاس منو برای بچه ها معرفی کرد
معلم : سلام بچه ها این دوست جدید تون ا/ت هستش
خانم ا/ت لطفاً برید پیش آقای کیم تهیونگ بنشینید
ا/ت : چی کیم تهیونگ بل... بله
با استرس رفتم نشستم

حس میکردم روی آتیش نشستم
زنگ تفریح که خورد رفتم با بهترین دوستم مبینا
مبینا : دختر چه قدر شانس داری ها
ا/ت : آخه اعضا بی تی اس واقعا تو کلاسنن
دیدگاه ها (۷)

وقتی با اجبار میشی زن دومش پارت ۱ا/ت : از خواب بیدار شدم لبا...

پارت ۴ (سرنوشت)

《وقتی برات قلدری میکرد ولی...》پارت ¹ویو ا/تخدایا لطفا دیگه ت...

True Love③②چند ساعت بعد تهیونگ: لباست رو دوست داشتی؟ ا/ت: خی...

سناریو در خواستیییی چیفویو

Forbidden love②یک ساعت بعد رینا: کجا بودی؟ ا/ت: بدبخت شدمرین...

《نوری در دنیای مرده ها》ویو یوناامروز باید برم مدرسه وایییی ا...

چند پارتـــــــــــــــ🖤ـــــــــــوقتی باهات بد حرف میزنهــ...

🖤 قسمت اول: معامله ژانر: مافیایی، عاشقانه، کمدی، ازدواج اجبا...

My Boy❄

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط