عشق مافیایی

عشق مافیایی

Part 34

ات: بچه عمته منی به این بزرگی رو نمی‌بینی
جیمین‌: درسته اندازه گاو شدی ولی مغزت کوچولو مونده
ات : گاو خودتی
جیمین : تویی
ات: خودتی
جیمین: باشه باشه من گاوم
ات: آفرین
جیمین: خانوم عروس خوشگل بفرمایید
ات: برم بشینم پاهام شکست
جیمین: بیا بریم بشین بچه
ات : بازم گفتی
جیمین: باشه باشه جوجو کوچولو
ویو ات
رفتم نشستم روی صندلی یه نگاهی به مهمون ها کردم جیمینم اومد نشست کنارم
ات: هی جیمین
جیمین: بله بگو
ات: اون دختر کیه
جیمین: کدوم اون دختر بلوند رو میگی
ات: آره ببین چطور نگاه می‌کنه
جیمین: اون دختر عموم هست
ات: حس میکنم عاشقته
جیمین: نه بابا
ات: دروغ نگو حتما بعد از من اونو میاری
جیمین: چرا همچین حرفی میزنی
ات: مگه دروغ هست ده تا زن داری
جیمین : خب که چی
ات: خب زهرمار کوفت
جیمین: عزیزم
ات : بلند میشم جلوی همه یدونه میزنم میری هوا
جیمین: باشه باشه من سکوت
ات: آفرین

پرش زمانی به سه ساعت
بعد از گفتن بله رقص بزور روی پاهام وایسادم به همه نگاه کردم لبخند زدم
ات: جیمین این پاهای بی صاحب شکست
جیمین : یکم انرژی داشته باش هنوز کار جلوست
ات: بسم الله چی میگی
جیمین: تو اتاق میفهمی
ادامه دارد....

خب عزیزان نمی‌دونم اسمات بنویسم یا نه دیگه خودتون بگید بنویسم ؟
دیدگاه ها (۳۸)

#عشق_بعد_نفرتپارت 9یونگی: وا بچه ها شرفمون رفت خیر سرتون پسر...

٪چه حقیقتی + راستش لیا من راجب خانوادم بهت‌ دروغ گفتم من درو...

My dady پارت⑥«ویو ات» سانا: خب ات داداشم داره میاد دنبالمونا...

𓆩 پارت ۵۳ 𓆪 🖤جیمین هنوز داشت به ات می‌خندید که گوشی‌اش زنگ خ...

#سناریو #درخواستی وقتی بازیگریم و تو یکی از فیلم هامون با یک...

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۲نامی ویوات هنوز کوکو بغل کرده بودکوک: نامجون هیونگ چرا...

وقتی آیدل بودین و از هم جدا شده بودین...#دوپارتیپارت¹همچی عا...

وقتی داداشته....*تک پارتی*جیمین و ات چند وقتی بود که ناخداگا...

𐙚🦋 ویو آت 🦋𐙚چند ثانیه فقط به ته نگاه کردم.هنوز ذهنم درگیر حر...

Love youپارت پنجم-عامم اینجوری ک تو تعریف کردی حسودیم شد بهش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط