{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part32

Part32
ات:میشه بهم آب بدی(همون حالت ولی بدتر)
ته:باشه

بهش آب دادم

ات: میشه بهم یکچیزی بدی بخورم(حالش بده)
ته:اره(تند)

ادمین ویو
:فکر کنید ته چقدر ترسیده که همه چیزو براش کنار گزاشته
براش همبرگر گزاشت بود گزاشت تو دهنش ات دوتا گاز زد دیگه نخور

ته:پس بخورررر
ات:نه نمی‌خوام(حالش بده)

و دوباره دراز کشید

ات:توهم بخواب(حالش بده)
ته:ها
ات:بخواب هیچی نیست حالم خوبه(حالش بده)
ته:داره میمیره میگه حالم خوبه
ات:بخواب فردا مدرسه داریم(حالش بده)
ته:شما نمیای
ات:غلط میکنم(حالش بده)
ته:نهدخیررررر
ات:من فردااا میرمممم مدرسههه(همونطور که صداش گرفته داد میزنه و خیلی بدتر میشه صداش)
ته:باشه به خودت فشار نیار بخواب
ات:تا تو نخوابی نمیخوابم
ته:باشه

ته هم کنارش دراز کشید

۵ دقیقه بعد

ات:اییییییی
ته:چیشده(هل)
ات:شیکمم(درد)
ته:بیا بخور(سریع)
ات:نمیتونم آب بخورم بیشتر درد میگیره(درد)
ته:یکم بخور تا خوب بشی (نگران)

خیلی کم خورد

ته:حالا درآر بکش
اروم اروم

ته ویو
گرفتم سرشو نوازش کردم تا زود تر بخوابه عادت داشت سرشو که ناز کنی زود خوابش ببره
دیدگاه ها (۰)

تا وقتی هفت نفر کنارم هستند(فصل ۳)

پارت 46🌲 ویو آتآت با خنده گفت:ـ باشه دایی 😂🌿 ویو تهنمی‌دونم ...

پارت سهویو تهدرسته زیاده روی کردم یون داشت گریه میکرد منم رف...

[ چندپارتی تهیونگ ] [ پارت ششم]تهیونگ بلاخره رسید ، اون ده د...

گمشده در روشنایی. P 4

رمان:(تا وقتی که عاشقت شدم ^_^

پارت 6رمان ✨عشق مدرسه ای✨هیونجین: خب من دوستت دارم. خیلی وقت...

شب تولدم فصل 3پارت 19اسماتاز لباس کوک گرفتمو کشیدمش تو اتاق ...

خواهر ته رو لورا مینویسم لورا: خوبییییییون: تو اینجا چیکار م...

🌷 ۵ عادت صبحگاهی برای شروع یک روز بهتر 🎀قرار نیست صبح‌هات سخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط