هعی...

هعی...
حرف دلمه ، نمیخوای نخون




حاجی، چجوری انقدر گاد میکشید... هرجارو نگاه میکنم... میفهمم ارتام خیلی تره... شاید یه مدت برم اف ، اما انلاین هستم، فقط پست نمیزارم، حداقل برین پست سنجاق شده رو نگاه کنید... عاشق اینم که انقدر اعتماد بنفس دارم که پستشون میکنم... کاش همونجوری،... تقدیمی میزدم زیر زیرکی میدادم به ملت... پست نمی کردم.... بعد من میخوام اوسی هم بزنم... اوسیم هم چرت و پرت در میاد... و تر میشه ... واقعا کاش هیچوقت،.... نمیومدم ویس و ارت بزارم.... چون واقعا تر میکشم.
...
همین... معذرت میخوام بازم، تقدیمی دیر میزنم و دیر به دیر ارت... کون گشادیم میاد... محتوای پیجمم مزخرفه.... همین...
دیدگاه ها (۳۰)

آوای شبپارت ۲۲ویو نویسنده انیا و دامیان بیدار شدن و صبحانه ر...

My lovely neighbor part : 72

╭──────────────╮ 𝐒𝐰𝐚𝐧 𝐨𝐧 𝐭𝐡𝐞 𝐓𝐫𝐢𝐠𝐠𝐞𝐫 ‌ ‌ ‌ ╰──...

Part 39مسئول نگهداری که یونا نام داشت یک زن بودتهیونگ: سلام ...

پوف... یسری چرت و پرت اینجا نوشتمخواستی بخون نخواستی نخون جد...

عضو هشتم بی تی اس پارت ۱۱

خواهشا این داستان رو تنهایی نخون...اشکت در میاد...مث من........

A big but small fight[تک‌پارتی که دو پارت شد؟]"از جونگ‌کوک"و...

Best worng

پارت ۱۸:

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط