{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

⁴²

بعد از فیلم یک چیزی خوردم و رفتم یکم برای خودم چرخیدم ساعت ۲ ظهر شده بود .
رو مبل بودم که صدای در اومد کوک بود رفتم سمتش و پریدم بغلش
- چ عجب اومدی کوچولو
+ کار داشتم ، بعدشم من کوچولوم؟ هوم؟ حتما دیشب و یادت رفته میخوای ب یادت بیارم؟
- نهههه
از بغلش اومدم پایین
+ خب غذا چی داریم گشنمه؟
- نمیدانم
+ اجوما اومده امروز؟
-ن نبودش
+ اوکی از بیرون زنگ میزنم بیارن
- اوکیه
کوک لباساشو عوض کرد و اومد کنارم رو مبل نشست و پیتزا های دستش هم گذاشت رو میز
- خب چکار داشتی
+ باید فردا برم عملیات ..
- چ.. چی ؟ کو،.ک (بغض)
سرمو گرفت تو بغلش
+ ما که باهم صحبت کرده بودیم در این مورد ... نه ؟
سعی کردم مثل بچه لوسا اشکام نیاد .
- اوم باش...
+ ناراحتی؟
- (سکوت)
+ هی ا.ت کوچولوم؟
- (سکوت)
+ باشه پس
پرید رومو و شروع کرد به قلقلک دادنم خندم و دیگه نتونستم تحمل کنم و قهقه میزدم ..
+ تو این یه هفته با مامانمو کیمی براتون مسافرت چند روزه ترتیب دادم
- عه اوکی ، دلم خیلی برای کیمی تنگ شده کی میریم ؟
+ شب اونجا دعوتیم بعدش من از همونجا باید برم
- ینی تو تاشب باهامی؟
+ ا.ت فقط یه هفته اس ، عملیات های دیگم ۲ ماه طول میکشه !
- نهههه
+ ارهه حالا چکار کنیم ؟
- بریم قربون همدیگه
+ جرر
- بریم بخوابیم
+ چرا تو انقد خوابآلو شدی ؟
- نمیدونمممم

‌شرایط:¹⁸ لایک
¹⁰ کامنت
کرونا‌ گرفتممممممم
(بچه ها این چند روز نت زیاد ندارم هروقت نت بیاد میزارم براتون🙂💔💆🏻‍♀️)
دیدگاه ها (۱۱)

(دلداده) (یک ساعت بعد )یک ساعت فقط داشتم با خودم ور میرفتم ک...

True Love③⑥تهیونگنه ا/ت نه نه این یه کابوسه یه کابوس ا/ت ی م...

یونگی ویوکانگ لی رفت بیرون معلوم بود ا/ت میخواد گریه کنه آخی...

رمان هکر کوچولوی من پارت دوم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط