👇 وقتی دختردار شدم

👇 وقتی دختردار شدم
نگاهش را درک میکنم
مبادا چشمانش خیس شود
لباس پوشیدنش را چک میکنم
مبادا آستین لباس هایش تا نزدیکی
انگشت هایش بیاید
شب ها بالشش را چک میکنم
مبادا خیس باشد
موهایش ...
مبادا" کوتاه" شود
که اگر کوتاه شد،
که اگر بالشش خیس شد،
دستش را بگیرم و بکشانمش
بیرون از دنیای تاریک تنهایی اش

عشق
"دختر"را از پا در میاورد
وَ
وای به حالِ وقتـی کـه
نزدیک ترینش هم ، مادرش هم
نفهمـد دردِ بی درمانـش را
و زار زار روی پایش گـریه نکنـد
عشقش را شبی که به پایان نمیرسد

#رضوان_شبان
.
دیدگاه ها (۱۷)

In the Embrace of DarknessPART 2صبح روز بعد...جونگ‌کوک جلوی ...

{محکوم به لمس } part ۱۳ 杂交种نگاهی به لباس عروسش انداخت لحنش ...

دست هایش را دور گردنش حلقه کرد خندید و تند گفت : ممنون ممنون...

~LIKE THE DAY THAT I MET HIM~~هماننده روزی که او را ملاقات ...

پنجره ی اتاقماز قضا مستقیم روی حیاط همسایه مان دید داشت...هم...

پنجره ی اتاقم...از قضا مستقیم روی حیاط همسایه مان دید داشت.....

My Vampire Mate Season 2 part : 16

پارت ۲۴اینطور نبود که کاکاشی متوجه باشد کارش چقدر خشنانه بنظ...

My vampire partner part : 19

رمان منیم‌گوزل سِئوگیلیم/ الهه پورعلی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط