صدایم کن، چو لب وا می کنی عشق است

صدایم کن، چو لب وا می کنی عشق است
خودت را در دلم جا می کنی عشق است

تو با شرم قشنگ عمق چشمانت . . .
مرا وقتی تماشا می کنی عشق است

سکوتی خفته در حجم نفس هایت . . .
محبت را که حاشا می کنی عشق است

چه شد آن وقت دیدارت نمی دانم . . .
همین امروز و فردا می کنی عشق است

تو کز پشت حصار پنجره هر روز . . .
فضای شیشه را ها می کنی عشق است

میان کوچه می پاشی نجابت را . . .
دلم را اینچنین تا می کنی عشق است
دیدگاه ها (۳)

صدایم کن چو لب وا مےکنے عشق استخودت را در دلم جا مےکنے عشق ا...

تو با شرم قشنگ عمق چشمانت . . .مرا وقتے تماشا مے ڪنے عشق است...

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

عاشقانه های شبنم

قسمت ۷

#در_بندِعشق...تو را در همان شب مهتابی دیدمسیه چشم و گسیو کمن...

Scenario bts #سناریو "وقتی‌تو‌ماشین‌خوابت‌میبره" نامجون:مسیر...

سناریو ی درام از ا/ت و باجی

**پارت ۲۲**سالنِ بزرگ و تاریک، پر از دودِ سیگارهای برگ و بوی...

پارت اول: «معامله در سایه‌ها»عمارت سنگی در دل مه و باران ملا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط