{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🏴🖤

🏴🖤

ته گودال فقط پیکر تو مانده و من
همه رفتند فقط مادر تو مانده و من
سر و انگشتر و انگشت به غارت بردند
پاره های بدن بی سر تو مانده و من
بوسه باید به روی گونه نشیند اما
چاره ای نیست، رگ حنجر تو مانده و من
تو و عباس که رفتید… از آن روز به بعد
زخم های بدن دختر تو مانده و من
باورم نیست که تنها به سفر خواهم رفت
همه ی دلخوشی ام! باور تو مانده و من

امان از دل زینب😭

امشب شب شام غریبان اهل بیت امام حسین😭😔
عزاداریاتون قبول .التماس دعا 🙏🏻🏴
دیدگاه ها (۰)

『 #Dark Fantasy Romance 』 The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پ...

چند پارتی بازی ممنوع

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❸_بخش اول_Güzel şeyler biranda olur چيزاى خوب ...

سناریو مایکی {جنگل چشمات} خنگ و گوگولی و درعین حال مهربون و ...

پارت: 26 (بخش1) **زاویه دید: زین**صدای برخورد قاشق نقره با ک...

خسف | قصه بیست و چهارم: عاشورا (بخش پایانی)

شیسه ترسیده بود. شاید چهره سرد و بی خیالی به خودش می‌گرفت ام...

Sixteen

‌سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۳ قسمت ۴مرحله نهایی، بسیار...

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت19صدای برخورد سن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط