ریاکشن
سلاااام به نارگلای خودم امیدوارم چطورتون عالیییی باشه زی زی هستم اومدم با یه ریاکشن از دابی توی انیمه مای هیرو آکادمی(اسم شما لایلا)
بفرمایید چاییی 🫖☕
بزن بریییم:عشق شعله آبی
۱. وقتی دلت براش تنگ میشه
دابی معمولاً آدمی نبود که احساساتش رو راحت نشون بده، ولی وقتی لایلا میگفت دلش براش تنگ شده، نمیتونست بیتفاوت بمونه.
دابی: چیه کوچولو؟ دوباره دلت برام تنگ شده؟
لایلا: شاید...
دابی: شاید؟ بیا اینجا ببینم.
دابی دستش رو دور شونههات مینداخت و تو رو به خودش نزدیک میکرد.
دابی: منم دلم برات تنگ شده بود، احمق کوچولو.
۲. وقتی حسودی میکنه
دابی خیلی خونسرد رفتار میکنه، ولی وقتی میبینه کسی بیش از حد به لایلا توجه میکنه، لبخندش محو میشه.
لایلا: چته؟ چرا ساکتی؟
دابی: هیچی.
لایلا: دابی!
دابی: از اون یارو خوشم نیومد.
لایلا: چرا؟
دابی: چون زیادی به دوستدختر من نگاه میکرد.
لایلا: حسود!
دابی: آره، مشکلش چیه؟ تو مال منی... البته منم مال توام.
۳. وقتی مریض میشی
شاید دابی ظاهر بیخیالی داشته باشه، ولی وقتی لایلا حالش خوب نیست، حسابی مراقبش میشه.
دابی: داروهاتو خوردی؟
لایلا: نه هنوز.
دابی: لایلا...
لایلا: الان میخورم!
دابی: آفرین. حالا بیا سرت رو بذار اینجا.
بعد پتو رو روی لایلا میکشه و موهاش رو نوازش میکنه.
دابی: فقط استراحت کن
خب اینم از این امیدوارم خوشتون بیاد تا پست بعدی همینجوری شاد پرانرژی و خفن بمونییید
بفرمایید چاییی 🫖☕
بزن بریییم:عشق شعله آبی
۱. وقتی دلت براش تنگ میشه
دابی معمولاً آدمی نبود که احساساتش رو راحت نشون بده، ولی وقتی لایلا میگفت دلش براش تنگ شده، نمیتونست بیتفاوت بمونه.
دابی: چیه کوچولو؟ دوباره دلت برام تنگ شده؟
لایلا: شاید...
دابی: شاید؟ بیا اینجا ببینم.
دابی دستش رو دور شونههات مینداخت و تو رو به خودش نزدیک میکرد.
دابی: منم دلم برات تنگ شده بود، احمق کوچولو.
۲. وقتی حسودی میکنه
دابی خیلی خونسرد رفتار میکنه، ولی وقتی میبینه کسی بیش از حد به لایلا توجه میکنه، لبخندش محو میشه.
لایلا: چته؟ چرا ساکتی؟
دابی: هیچی.
لایلا: دابی!
دابی: از اون یارو خوشم نیومد.
لایلا: چرا؟
دابی: چون زیادی به دوستدختر من نگاه میکرد.
لایلا: حسود!
دابی: آره، مشکلش چیه؟ تو مال منی... البته منم مال توام.
۳. وقتی مریض میشی
شاید دابی ظاهر بیخیالی داشته باشه، ولی وقتی لایلا حالش خوب نیست، حسابی مراقبش میشه.
دابی: داروهاتو خوردی؟
لایلا: نه هنوز.
دابی: لایلا...
لایلا: الان میخورم!
دابی: آفرین. حالا بیا سرت رو بذار اینجا.
بعد پتو رو روی لایلا میکشه و موهاش رو نوازش میکنه.
دابی: فقط استراحت کن
خب اینم از این امیدوارم خوشتون بیاد تا پست بعدی همینجوری شاد پرانرژی و خفن بمونییید
- ۵۱
- ۱۷ آبان ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط