{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تا ماه شدی ، برکه شدم ، باتن تب دار

تا ماه شدی ، برکه شدم ، باتن تب دار
آیینه شدم ، محوشدی، تکه و تکرار

باید بنشینم ، بنوازم ، بنوازی
شهناز شوی ، ناز شوم با نفس تار

من پنجره را پلک زدم تا تو بیایی
شاید که دری باز شود در دل دیوار

ای دورترین بغض زمین ، مرز نفس گیر
نزدیک تر از من به خودم ...وعده ی دیدار
دیدگاه ها (۴)

به عشقت خو چنان کردم که خواهم از خدا هر دمکه سرکش تر شود این...

گر به صد منزل ،فراق افتد میان ما و دوست همچنانش درمیان جان ش...

بی تو ، مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتمهمه تن چشم شدم خیره به...

بگذار در آغوش تو ،آرام بگیرم ...دلچسب ترین ،شیوه جان باختن ا...

تا ماه شدی ، برکه شدم ، باتن تب دار آیینه شدم ، محوشدی، ت...

تا ماه شدی برکه شدمباتن تب دار آیینه شدم محوشدی،تکه و تکرار ...

تا ماه شدی ، برکه شدم ، باتن تب دارآیینه شدم ، محوشدی، تکه...

تا ماه شدی ، برکه شدم ، باتن تب دار آیینه شدم ، محوشدی، تک...

تا ماه شدی ، برکه شدم ، باتن تب دار آیینه شدم ، محوشدی، تک...

تا ماه شدی ، برکه شدم ، باتن تب دار آیینه شدم ، محوشدی، تک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط