{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

part ③

ا ت
لباس رو پوشیدم و اومدم بیرون
ا ت :کوک توروخدا بزار بخرمش
کوک:اوممممم..... باشه
ات :عاشقتم کوک مرسییی
کوک:ولی فقط همین یک بار
ات:باشهههه
کوک:خب بریم دیگه دیر ومن میشه
ات:اوهوم بریم
ات ویو
کوک پول لباس رو داد و رفتیم سوار ماشین شدیم و بعد چند مین رسیدیم و زنگ زدیم و کامیلا در رو باز کرد و رفتیم تو نشستیم رو ی کاناپه اول کوک نشست من هم اومدم کنارش بشینم که کامیلا زود تر از من نشست منم بدونه اینکه چیزی بگم رفتم روی کاناپه ی جلویی پیش مکس نشستم(بچه ها ا ت از قصد پیش مکس نشست) چند دقیقه بعد
خیلی خسته بودم و از روی مبل بلند شدم و رفتم سمت بار( خونه یک بار کوچیک هم داشت)و گفتم یک شراب بیارن سرم رو ی میز بود و میدیدم که کوک خیلی با کامیلا گرم گرفته و کامیلا هم هی نزدیک تر می شد که دیدم یکی زد به کمرم بلند شدم و دیدم مکس بود
مکس :سلام من مکس هستم فکر کنم تو هم ات باشی
ات:امم اره میشناسمت( با ناراحتی)
مکس:ات تو حالت خوبه
ات:اممممم اره
مکس:دروغ نگو
ات :........
مکس:میخواهی گریه کنی
ات:...... اره
مکس:بیا بغلم و راحت باش(دوستان محرف نشید منظورش این بو که میتونه گریه کنه ارههه)
ات :بدون تردید سرم رو روی سینش گزاشتم و گریه کردم
مکس:خودت رو خالی کن ات
ویو کوک




هاهاهاها کرم دارم دیگه
شرط ها کمه نگران نباشید
💝۱ فالو💝
💝۲تا لایک💝
عکس ۲عکس بار خونه
دیدگاه ها (۰)

(دلداده) (یک ساعت بعد )یک ساعت فقط داشتم با خودم ور میرفتم ک...

☆-هزار یک شب-☆قسمت [۱]ویو ا/تسلام من ا/تم. من پدرم زمانی که ...

تک پارتی✨ات داشت دنبال شارژرش می‌گشت و هرچی می‌گشت پیداش نمی...

#برادر ناتنی من

صبح روز بعد، ات با قیافه‌ای کاملاً خواب‌آلود وارد سالن شد.از...

دختر تنها________________________________ ویو ا/ت: داشتم با ...

رمان:تا وقتی که عاشقت شدم

چند پارتی ــــــــــــ♥️ـــــــــــــوقتی پریودی و حالت بدهـ...

تکپارتیـ درخواستیــــــــــــــــ«🥺»ــــــــــــــوقتی بهت س...

Forbidden love③ا/ت: یعنی چی بدن خودمه و هر لباسی دلم بخواد م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط