{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مهدیس.. الو الو محراب

مهدیس.. الو الو محراب
محراب .. بله مهدیس
مهدیس..سلام محراب
محراب .. سلام مهدیس
محراب.. چی شده
مهدیس .. میخواستم بگم ساعت ۶ به آدرسی که میفرستم بیا
محراب .. باشه بفرست
مهدیس خدانگهدار
محراب..خدانگهدار

مهدیس .. الو الو مهشاد
مهشاد.. بله بله مهدیس
مهدیس..سلام
مهشاد..سلام چی شده زنگ زدی
مهدیس.. هچی میخواستم بگم که ساعت ۶ به آدرسی که میفرستم بیا
مهشاد.. باشه خدانگهدار
مهدیس.. خداحافظ

۴ساعت بعد

مهشاد.. سلام مهدیس
مهدیس .. سلام مهشاد بیا بشین
مهشاد.. منتظر کسی هستی مهدیس
مهدیس.. آره مهشاد
محراب .. سلام مهشاد سلام مهدیس
مهدیس..سلام محراب
مهشاد.. ام ام سلام محراب نمیدونستم تو میای
محراب.. منم نمیدونستم
مهدیس.. بیا بشین محراب مهشاد می خواد بهت یه چیزی بگه
محراب.. اه بگو مهشاد
مهشاد.. یک دیقه صبر کنید قهوه می خورید
محراب..آره
مهدیس.. آره
مهشاد.. گارسون ۳ قهوه
گارسون.. باشه
مهشاد... بزارید قهوه ها را بیارد
محراب.. باشه
مهشاد .. مهدیس من الان به محراب چی بگم
مهدیس .. بگو دوسش داری
مهشاد .. چی
مهدیس.. آره بگو
مهشاد.. دیوانه شدی
مهدیس.. نه توبگو
گارسون.. بفرما اینم ازقهوه
محراب.. مرسی مهشاد بگو دیگه
مهدیس.. زود بگو مهشاد
مهشاد.. ام ام من دوست دارم محراب
محراب .. منم دوست دارم مهشاد
مهدیس .. چی

پایان رمان
دیدگاه ها (۲)

رمان

پارت ۶(ساعت ⁴:¹⁵ ظهر)«نههههه‌ جونگکوک من کت شلوار نمیپوشم»«ج...

رمان آرام باش

فیک تهیونگ

پارت ۵- خب همه چی اوکیه + واو ...چرا اینجا دو خوابه هست ؟- ر...

𝓹𝓪𝓻𝓽۵۷✦رستوران ویو ات ویوبا اعضا داشتیم شام میخوردیم که یهو ...

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

پارت ۱۸یهو دیدم همه دارن بهم نگاه میکردن چون .. من داشتم فار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط