آه از آن ساعتی

آه از آن ساعتی
که با تَن چاک چاک

نهادی ای تِشنه لب
صورت خود روی خاک

تنت به سوز و گداز
تو گرم راز و نیاز

سوی خیام حرم
دو چشم تو مانده باز....

#پنج_شنبه_های_کربلایی
دیدگاه ها (۰)

داشت می‌رفت خم شد و #بوسید#طفل خود را که گرم #بازی بودو کلاه...

نخودی گفت لوبیائی راکز چه من گردم این چنین، تو درازگفت، ما ه...

♥️꙰ꦿ♥️꙰ꦿ... باز امشب از خیال تو غوغاست در دلم آشوب عشق آن قد...

هر زمان شوری دگر دارم ز توهر نفس دل خسته‌تر دارم ز توبر بساط...

پاییز که می‌رسد، انگار کسی در دوردست‌ها آهنگ دلتنگی‌اش را بر...

دلتنگم... دلتنگی‌هایم را لبِ جوی می‌برم می‌نشینم ،شعر می‌...

### **پارت چهارم: اعتراف زیر باران**نگاهت میان چشم‌های خیره ...

فردا فردا کردن

مرثیهٔ خاموشخواننده: بی.ام.لیمیتمهندسیِ محتوا: بهرام محمدی[ب...

بیا ای عشق، کز هجر تو بی‌تابم هنوزدر این شب‌های بی‌پایان، در...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط