{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part 4

داستان و واسه کوک تعریف کردم
کوک: خوب الان باید بریک خونه جنی و رزی درسته؟
من: اره
کوک : جیسو زود پاشین بریم ساعت پنج صبح شده وقت نداریم
رفتیم خونه جنی
جنی در رو باز کرد
خونه جنی
جنی: سلام بچه ها
اااا هه سو سرت چی شده
من: ول کن توی فرودگاه توضیح میدم
رفتیم تو جیمین و تهیونگ و لیسا و رز هم بودن
کوک هنوز ناراحت بود و تهیونگم هنوز عصبانی
جیمین نشست وسط کوک و وی تا دوباره دعواشون نشه
رز: هه سو من خیلی خوشحالم که تو تونستی
لیسا: راستی باید برای کنسرت استرالیا دنس جدید هم بریاااا
من : خنده ریزی کردم و گفتم باشه
همه لوازمشون و جمع کردن و مدیر کمپانی زنگ زدن الوو هه سو حاضری ساعت نه صبحه یازده و نیم پرواز داریم
من: بله بله
با اعضا سوار ماشینا شدیم واسه اینکه دوباره سرم دعوا نشه سوار ماشین لیسا شدم.
دو روز بعد
به استرالیا رسیدیم
سه ساعت بعد
نزدیک کنسرت بود بخاطر تاخیر پرواز خیلی وقت نداشتم لباسم و عوض کردم وارد صحنه شدم فنام سه دسته بودن هم ارمی ها بودن هم بلینکا و هم فنای خودم
خیلی سالن قشنگ بود همه رنگ لایت استیک پیدا میشد مکنه لاین و بلک پینک هم جای مهمونای vipبودن اهنگ اول رو اجرا کردم و با استقبال خفنی رو به رو شدم برنامه دوم دنس بود طبق گفته لیسا قبلش بایه دنسر پسر هماهنگ کرده بودم چون قرار بود دنسم دو نفره برگزار بشه
یک ان همه شروع به جیغ زدن و سوت و هورااا کردن اولش ترسیدم اهنگ پلی شد هرچی جای صندلیا رو نگاه میکردم خبری از پسرا نبود نگران شدم برگشتم یهو دیدم تهیونگ پشت سرمه و لباس ذنس پوشیده بود خیلی جذاب بود برای حفظ ابروم هم که شده بود باهاش دنس رو رفتم وقتس تموم شد با عجله به سمت اتاق رفتم تا لباسمم عوض کنم تهیونگ هم اومد
همونموقع جیمین و کوک هم پشت در بودن
کوک: بزار برم بکوبونم تو دهنش بدون برنامه ریزی با هه سو دنس میره
جیمین: ااا بس کن هه سو خبر نداشته الکی شلوغش نکن
من: تهیونگ چیکار کردی (عصبانیت) زدم تو گوش تهیونگ
تهیونگ: خیلی عصبانیااااا
من: میخوای عصبانی نباشم دنسر اصلی و با خودت عوض میکنی😠
کوک: خخخ زد تو گوشش دلم خنک شد این یعنی دوسش نداره
تهیونگ: من دوست دارم خوب
من در حالی که عصبی بودم حواسم نبود و گفتم: عوضی منم دوست دارم چرا تمومش نمیکنی
جیمین و کوک پشت در چشاشون چهار تا شد
یه دفعه به خودم اومدم که
کوک در و با لگد باز کرد معلوم بود عصبانیه که زود میکروفون رو برداشتم و دویدم سر صحنه کنسرت.
دیدگاه ها (۳)

p²ویو تهیونگدختره رو بردم خونه...جیمین : سلا..این کیهههههتهی...

بایست توی بی تی اس کیه ؟جواب : جونکوک عاشقشم #بلک_پینک #جنی ...

پسر بد (61)

رئیس دوست داشتنی من پارت ششم من درسرکار بودم و کار میکردم ک...

شب تولدم فصل 3پارت 10ات: باشه 10مین بعد جونگ کوک: ات پاشو بر...

شب تولدم فصل 3پارت 19اسماتاز لباس کوک گرفتمو کشیدمش تو اتاق ...

{مافیایی برای من)پررت:۶ویو کوک:یهو تهیونگ افتاد رو شونم فهمی...

____[The Forbidden Crossing]____

رمان : رفتار سرد

پارت ۲۸ 🖤افسر سابق با عجله از در پشتی فرار کرد. جیمین و چند ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط