میگما ،این هَوائه بَدجور سوز داره‌ها..

میگما ،این هَوائه بَدجور سوز داره‌ها..
بُزرگوار ،
دستِ هَمو بگیریم و بریم فَرحزاد جیگر بزنیم ،
نظرته ..؟!
یا مثلاً بارون که گرفت ،بریم سمتِ هر
جا که از این برگِ زرد و نارنجیا ریخته،
هِی عکس بگیریم ..
اصلاً بریم از این چرخ‌دَستی چرکا
باقالی بگیریم بخوریم ..
نه که سَرده ، بدجوری میچسبه ..
اونم با شُما ..
سِرکه‌ی فراوون و فلفل ..
هِی بگی:
"بَسه دُختر ، فشارت میوفته‌ها..
منِ بَدبخت تو بارون مَجبورم بغلت کُنم .."
منم زَبون‌درازی کُنم و بگم :
"حالا مثلاً ناراضی‌ای یا چی ..؟"
توأم بگی : "یا چی .."
بَرف که زَد بریم برف‌بازی ،
واسَت آدم‌برفی دُرست کنم ..
بگم : "شکلِ خودته‌ها .."
توام بگی: "من اینقَد زشتم بچّه ..؟"
بگم : " نَه ، از این زِشت‌تَری .."
ریز ریز بُخندی و اَخمِ الکی
ماسک کُنی رو صورتِت ..
گوله برف دُرست کُنی ، بیوفتی دُنبالم تا
آخرش به بهونه‌ی گوله بَرفه بغلت گرمَم کُنه..
بزرگوار ، این سَرما بَدجوری شمارو می‌طلبه‌ها ..
نگامون کُنی ،
یه جوری مثلِ این نَدید پَدیدا،
دلمون غَنج بره واسه نگاه کردنت..
مَسیرت خورد،
از تَنهایی دَرمون بیار ..
سَردمون شُده یِکم .. #مهدیه_صدر #برف #بارون #پاییز #زمستون #دلنوشته #دلبر #پروفایل #دخترونه
دیدگاه ها (۱)

Iove and the moonPart26کوک: خب خانم یونا خب ول خرجی کردی یون...

Heir of Light and Darknesspart : 1همراه دوستش جیمین کلی خرید...

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)chapter:2P.2کانگ وو:چرا بهم چ...

سناریو(درخواست یکی از فرشته ها بود)(وقتی رو صحنه اجرای مثبت ...

سلام😂 یه پارت کوتاه نوشتم برای کسانی که فردا میرن مدرسه💝🔥عشق...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②_بخش سوم_توی راه‌پله دستی روی ش...

part 8شوگا:ات؟دست ات رو گرفت و برگردوندششوگا:چیزیت شده؟بهم ب...

True Love⑨تهیونگچند روز از اون شامی که خوردیم گذشته بود حرفا...

୨୧ ─────────────── ୨୧𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟓 🎬🪽𓂃 ࣪˖ ִֶָ «پس تو کارگردان منی؟...

پارت ۵(روز ازدواج)ویو جیمینباورم نمیشه دارم ازدواج میکنم اون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط