تو نیستی که ببینی چگونه دور از تو

تو نیستی که ببینی چگونه دور از تو
به روی هرچه دراین خانه ست
غبار سربی اندوه، بال گسترده است

تو نیستی که ببینی دل رمیده‌ی من
به‌جز تو یاد همه چیز را رها کرده است

غروب‌های غریب
در این رواق نیاز
پرنده‌ی ساکت و غمگین
ستاره‌ی بیمار است

دو چشم خسته‌ی من
در این امید عبث
دو شمع سوخته جان همیشه بیدار است
تو نیستی که ببینی ...
@samane..khanom
دیدگاه ها (۱)

«سجاده‌ای.که.خالی.ماند»کاش قبل از آن رفتن، دنیا برای لحظه‌ای...

پارت ۴

### پارت ۱۰: گلوله‌یِ سوم«من انتخابم رو کردم، تهیونگ!»فریادِ...

dark life = 25

تو نیستی که ببینی چگونه دور از توبه روی هرچه دراین خانه ستغب...

و نیستی که ببینی چگونه دور از توبه روی هرچه در این خانه استغ...

تو نیستی که ببینی دل رمیده‌ی منبه‌جز تو یاد همه چیز را رها ک...

سلام...من دیگه اومدم...به خواب می ماند . . .تنها به خواب می ...

آخه پس روزای خوب کی میاد ؟ تو نیستی که ببینی دل رمیده‌ی منبه...

تو نیستی که ببینی دل رمیده‌ی منبه جز تو یاد همه چیز را رها ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط