راه افتاد به دختر یکی از شهدا سر بزند؛ پا برهنه.

راه افتاد به دختر یکی از شهدا سر بزند؛ پا برهنه.
تا برایش کفش ببرند، رسیده بود.

خواستم این عکس نوشته ها رو اینجا پست کنم، تو فکر دسته‌بندی بودم که ناگاهان یادم اومد باید گذاشت دسته شهدا... #قاسم_هنوز_زندست

#قاسم_سلیمانی #حاج_قاسم #سردار_سلیمانی #سردار_شهید #شهید_سلیمانی #سپهبد_شهید_سلیمانی
دیدگاه ها (۱)

part 56کیم ویصدای در اومد همینکه یونا وارد شد همه با اهنگ تو...

Forbidden love③ا/ت: یعنی چی بدن خودمه و هر لباسی دلم بخواد م...

شاهکاری به نام دروغ

تا وقتی قلبمان بیدار بشود

ویو جونگ کوک صبح:از خواب بیدار شدم و یاد اتفاق های دیروز افت...

🖤 پشت نیمکت آخرپارت ۸ : «پدری که برگشت...»نیمه‌شب بود.جونگوک...

پارت: 12 (بخش4) **زاویه دید: هیزل*وقتی بالاخره سرش را بلند ک...

آمد به خط فاطمیون.شب که شد، گفتیم لابد میرود یک جایی دور از ...

باغبان اسم رئیس‌جمهور آمریکا را گذاشته بود روی سگش.وقتی فهمی...

جانباز بالای پنجاه درصد بود؛ هم حقوق جانبازی داشت، هم حق پرس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط