{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو چه دانی که پس هر نگه ساده ی من

تو چه دانی که پس هر نگه ساده ی من
چه جنونی ، چه نیازی ، چه غمی ست ؟

یا نگاه تو ، که پر عصمت و ناز
بر من افتد ، چه عذاب و ستمی ست؟

دردم این نیست ولی
دردم این است که من بی تو دگر
از جهان دورم و بی خویشتنم

پوپکم ! آهوکم!
تا جنون فاصله ای نیست از اینجا که منم!
دیدگاه ها (۱۰)

آیا شده باری که به اجبار بخندی؟ماتم زده باشی و به ناچار بخند...

🔻 احساس می کنم که غریبم میانتانبیگانه با نگاه شما با زبانتان...

گـر زبانم را نمی فهمی نگاهم را بفهمآهِ سرد و اشکِ چشم بی گنا...

الهی!...کجا این دل ما را جز نگاه تو درمانیستو کجا این دل تشن...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿دردم این است که من بی‌ تو دگراز جهان ...

پارت دوم | یک سقف، دو دشمندرِ عمارت با صدای بلندی پشت سرشان ...

Part ²⁷ویو لیلی جونگکوک داشت رانندگی میکرد که یهو یه ماشینی ...

#pain#P¹⁰³#Season²جونگکوک برمیگرده به سمتش. _ و اگر نخوام که...

پارت ۲ ویو ا.ت جونگ کوک آروم کنارم نشست سعی کرد فاصلش رو حفظ...

پارت پنجم: تله‌یِ سادیسمیداشتم دستِ دختربچه رو توی دستم نگه ...

part 13۴رو صندلی لم داده بود و موری داشت صحبت می‌کرد که آخر ...

ابلیس

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط