🌷به کدامین گناه؟ / پای صحبت اطرافیان شهید آرمان علی وردی به مناسبت چهلم شهید ادامه.....🌷

تلخی داستان آنجا بود که قبل از اینکه خودش را پیدا کنیم، پدر ش فیلمش را برایم فرستاد و گفت: «بچه من کجاست الان؟» نگو فیلم آرمان خیلی زود منتشر شد. در حدی که ما هنوز خودش را پیدا نکردیم، فیلم منتشر شده بود و چرخیده بود و به دست پدرش رسیده بود. ما که در فیلم دیدیم سالم است و دارد صحبت می‌کند خیلی خوشحال شدیم. گفتیم که خدا را شکر سالم است و با خیال آرام‌تری دنبالش می‌گشتیم. نگو بعد از قطع کردن فیلمبرداری، سر آرمان را به جدول می‌کوبند و مغزش شکافته می‌شود. از بس با چوب این بچه را زده بودند تمام بازوهایش کبود شده بود.

وقتی او را پیدا کردیم خیلی سر و صورتش پر خون بود. اول بردیم بیمارستان صارم، با وجود اینکه تخصص این بیمارستان زنان و زایمان است و با این‌که جلوی درب اورژانس به ما گفتند که پذیرش بیمار تصادفی ندارند، وقتی حال آرمان را دیدند پذیرش کردند. انسانیت پرستار این بیمارستان قابل تقدیر بود. از ابتدای کار تا انتقال آرمان که با آمبولانس او را بردیم تا لحظه آخر که در بیمارستان بقیه الله و زمانی‌که بستری شد، کامل کنار آرمان بود و تمام تلاشش را برای پرستاری و مراقبت از او می‌کرد. زمانی که پذیرش بیمارستان بقیه الله تمام شد و دستگاه‌ها را به آرمان وصل کردند، خیالش راحت شد که دیگر به حضور او نیازی نیست، کار را رها کرد و رفت. خدا خیرش دهد.

دقایق اول هشیاری اش روی ۳ بود. تا ۲۴ ساعت بعد متاسفانه از بین ما رفت. بعد از این حادثه ما برگشتیم اکباتان و آنجا را دیدیم. آرمان را زده بودند و رد خونش مانده بود. مسیر زیادی او را روی زمین کشیده بودند تا محلی که رها شده بود.

پدر آرمان خودش را به بیمارستان بقیه الله رساند. اما فقط می‌گفت کاریست که شده. من پسرم را تقدیم کردم. گویا مادرش هم از یکی از همسایه‌ها از جراحت پسر باخبر شده بود و شوکه بود. البته خبر نوع دیگری به ایشان رسیده بود، اما خبر اصلی را بعد از این شوک فهمیدند.

آرمان شهیدگونه زندگی کرد و آخرش هم شهید شد، چون ادب داشت. خیلی مودب بود. وقتی وارد مجموعه گردان می‌شد با هر تعداد که آنجا بودند، حتی صد نفر، سلام علیک داشت و دست می‌داد و خوش و بش می‌کرد. اگر از یکی از بچه‌ها چیزی می‌دید حواسش بود که به او تذکر دهد. اما نه در جمع، حواسش بود که احترام کسی از بین نرود و یا به کسی بی‌احترامی نکند.

اگر شما دقت کنید که در بین شهدای مدافع حرم شهیدی که تصویرش منتشر شد و بعد از آن باعث نابودی داعش شد، شهید حججی بود. الان هم ما با ریخته شدن خون شهید آرمان علی‌وردی داریم این اتفاق را می‌بینیم که مردم آگاه می‌شوند. سر این قضیه آرمان خیلی‌ها متوجه شدند که این آشوبگران چه وحشی‌هایی هستند.»
دیدگاه ها (۰)

فیلم های زننده پخش میکردندکه یکی از بچه ها تلویزیون خاموش کر...

رومان عشق پنهانی (پارت11)

سلام بچه‌ها این چند روز واقعاً سرم خیلی شلوغه، هم باید سر شی...

♨️ روایت شهید گمنامی که او مادرش را پیدا کرد! ✨ روایت مادر ش...

🌿نسل نور🌿گاهی نباید به بچه‌مون بگیم کجای کارش اشتباهه!مثلاً ...

*روایت یک جنایت دردناک در شهرک اکباتان* 🔹۲۱ سال بیشتر نداشت؛...

وقتی پدرخوانده ات بود❤️پارت ۲از حموم برگشت با حوصله اش موهاش...

مثل خوراکی

#تجربه_من ۱۳۶۶#فرزندآوری #دوتا_کافی_نیست #بارداری_بعداز_35_س...

✨ **عشق سلطنتی ✨ پارت ۱۰**(عصر همان روز - عمارت دزموند 🏰)دام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط