{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به نام خالق عشق

به نام خالق عشق
وقتی با جهل فریاد زدم تو را نمی خواهم!
به سمتم آمدی...وقتی پس زدمت و از خود راندمت تو به سمتم آمدی.
وقتی به تو حس تنفر داشتم.... دلباخته ام بودی....
وقتی محروم شدم.... وقتی قلبم شکست.. وقتی هیچ نبودم.
تو آمدی... وقتی بیمار شدم... وقتی درد کشیدم....
وقتی از خراش های دلم خون بیرون زد.... تو آمدی...
پرستار من.....
بدون تو بودن را حتی نمی خواهم تصور کنم......
برایم بمان که آغاز بودن منی...💖
دیدگاه ها (۳)

پارت ۱۲

پارت: 29 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**می‌گن وقتی بدنت به نهایتِ...

My professorChapter:2Part:100یک هفته بعدظهر | ساعت ۱۴:۴۵صدای...

۸۵ ل و ۱۰۰ ک و ۳۰ نشر و ۶ فالوpart : 44chapter : 2با مشت به ...

رمان آغوشی از جنس خطر پارت سیزدهم 1۴

پارت: 32 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«مرخصیِ ساعتی گرفتم.» ماما...

پارت هفتم ویو آت ۰+ وادر عمارت پدرم شدم یا همون عمارت امارت ...

عشق یک طرفه پارت ۱۱ویو اتتپش قلبم به قدری شدید بود که صدایش ...

چند پارتی بازی ممنوع

#in_your_eyespart_9۱ویو کایلا آروم چشمامو باز کردمچند ثانیه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط