{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دل ما به دور رویت ز چمن فراغ دارد

دل ما به دور رویت ز چمن فراغ دارد
که چو سرو پایبند است و چو لاله داغ دارد

سر ما فرونیاید به کمان ابروی کس
که درون گوشه گیران ز جهان فراغ دارد

ز بنفشه تاب دارم که ز زلف او زند دم
تو سیاه کم بها بین که چه در دماغ دارد

به چمن خرام و بنگر بر تخت گل که لاله
به ندیم شاه ماند که به کف ایاغ دارد

شب ظلمت و بیابان به کجا توان رسیدن
مگر آن که شمع رویت به رهم چراغ دارد

من و شمع صبحگاهی سزد ار به هم بگرییم
که بسوختیم و از ما بت ما فراغ دارد

سزدم چو ابر بهمن که بر این چمن بگریم
طرب آشیان بلبل بنگر که زاغ دارد

سر درس عشق دارد دل دردمند حافظ
که نه خاطر تماشا نه هوای باغ دارد...

#خاصترین
دیدگاه ها (۰)

فراخ اینّــ دِلِ ماست به دُورِ رويت ز چمنّــ فـراغ دارد... ک...

دل شبست و به شمران سراغ باغ تو گیرم گه از زمین و گه از آسمان...

ز ره هوس به تو کی رسم، نفسی ز خود نرمیده منهمه حیرتم به‌کجا ...

بس که جفا ز خار و گل دید دل رمیده‌امهمچو نسیم از این چمن پای...

مرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارمهوادارانِ کویش را چ...

مرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارم هواداران کویش را چ...

مرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارم هواداران کویش را چ...

رهی معیریبس که جفا ز خار و گل دید دل رمیده‌امهمچو نسیم از ای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط