{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part 2

Part 2
تا خواست بگه که صدای در زدن اومد و مادر وارد شد

ایزابل : صبر کن ارن
لارا : چه اتفاقی افتاده
ایزابل : لارا میدونی که فرانسه کشور
قوی و مستقلیه و اتحاد ما با اونها باعث قوی تر شدن تایلند میشه
لارا : درسته
ایزابل : پادشاه فرانسه پیشنهاد داده که به تایلند بیاد و بین دختران دربار یکی رو به عنوان عروسش انتخاب کنه
لارا : خب که‌ چی
ایزابل : و تو هم جزوشون هستی و اگر تو رو انتخاب کرد باید باهاش ازدواج کنی
لارا : یعنی چی ولی من نمیخوام
پادشاه : ببین دخترم
لارا : من میرم به اتاقم

با بغض سنگینی به اتاق رفتم و اشک هام شروع به ریختن کردن چرا چرا من باید هرکاری کنم که من انتخاب نشم
شب رو با گریه سپروندم

فردا

با صدای در چشمام و. باز کردم ، کی خوابم برد
لارا : بله
ایزابل : بیا تو
نشستم و مادرم اومد داخل
ایزابل : میدونم سخته ولی دخترم ما چاره ای نداریم به خاطر مردم‌ تو خودت همیشه میگی مهم رضایت مردمه
لبخند مصنوعی زدم و
گفتم : مشکلی نیست
دستی به سرم کشید و
گفت : پاشو کم کم اماده شو که زود میرسن
لارا : مگه ساعت چنده
با خنده گفت : ساعت داره ۴ میشه
یعنی من تا الان خواب بودم
مادرم رفت و من رفتم سراغ اماده شدن
یعنی امشب چی میشه

شرط ها
لایک ۵
کامنت ۵
دیدگاه ها (۱۷)

Do I love him, or do I hate him?P:¹ویو جیناامروز با صدای گری...

رمان :«پسر عموی جذابم»part:9ویو «سلین»&دخترم میخواستم یه چیز...

پارت1فقط یه دوست معمولیبعد یه روز سخت و تموم کردن دانشگاه دن...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part76صبح با صدای بابا بیدار شدمداشت با تلفن ...

part 44چه شرطی؟ " لارا پرسید.جونگ‌کوک خیلی بی‌خیال گفت: " من...

⁦⁦⁦⁦๑⁦⁦⁦ my silent love ๑✯part:⁷باهم وارد مرکز خرید شدن اول ...

سقوط درخشان یک دیوانه پارت ۲۴ *سانیار*تو خواب خیلی ناز و شکن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط