My professor

My professor
Chapter:2
Part:26

امیدوار بود منظورشو اشتباه برداشت کرده باشه!
و این یه طعنه نبوده باشه

چرا که الان اونقدری عصبی بود که بزنه دکور صورتشو با مشت بیاره پایین !

نامجون:جين...

جین:اصلا کی میگه اون لعنتی یه مرده؟ شاید به زن باشه .....

اخماشو تو هم داد

نامجون:منظورت چیه؟!

جین از نامجون دور شد و خم شد تا ماژیکو از رو زمین جلو پاش برداره ....

نامجون:اونطور که یادم میاد خواهرت شاگرد اول دانشکده شیمی بود ...! -

قدمای ریلکس و آرومشو سمت میز کار نامجون کشید ...

بدون اینکه نامجونو نگاه کنه در ماژیکو باز کرد ... یه گردی کوچیک دور یه بوتیک از مرکز شهر کشید و خیره به نقشه ادامه داد

جین:پرونده شبح رو یادته؟ ... کاراگاه چوی عمری دنبال شبحی گشت که همیشه یه قدم جلوتر از پلیس بود ... و تهش فهمید شبح پسر خودشه .....

نامجون با یه اخم کشنده به جین خیره شده بود ...

داشت صحنه ی پاشدن و کتک زدن همکارشو تصور میکرد که جین زد زیر خنده .....
و خنده های غلیظش صدای شیشه پاک کن داد

جین:شوخی کردم!!! خواستم سر به سرت بزارم !
باید قیافه خودتو ببيني الان !! هي ! فقط خواستم از این حال و هوا درت بیارم ... بیخیال رفيق !


نامجون که بی مزه ترین جوک قرن رو شنیده بود با همون اخم هنوز بهش خیره بود

جین زد رو شونش

جین:خیله خب سرهنگ پارک سخت نگیر ... بیا بریم سراغ بقیه دوربينا ....


نامجون از اون ژست خارج شد...
نفس عمیقی کشید و اخماشو باز کرد ...
ابرو هاشو داد بالا

نامجون: چقدرم که تصاویر کاملی داریم. هفتاد درصد هفتاد فاکینگ درصد از دوربینای شهر
در اختیار مونتانا عه ... قسم میخورم وقتی گیرش بیارم گردنشو زیر پاشنه پوتینام خورد میکنم
و با مهره های ستون فقراتش واسه خواهرم گوشواره میسازم ...

جین که کمی از رنگ قرمز پخش شده روی نقشه احساس ترس میکرد گفت:

جین :برم بقیه صاحب مغازه ها رو بیارم ستاد؟
نامجون :که چی بشه؟ همشون وانمود میکنن دوربیناشون هیچ ایرادی نداره و حتما یه هکر خوش دست هکشون کرده بعدم یه نگاه به ساعتشون میندازن و میگن خیلی سرشون شلوغه و داریم وقت بی ارزششونو الکی میگیریم ...


نامجون نگاه متفکر و غم انگیزی به اسم شهر و کشورش که بالای نقشه نوشته شده بود انداخت

نامجون :ما تنهای تنهاییم کیم ... نه تنها هیچکس باهامون همکاری نمیکنه ... همه علیه مان.
یه معجزه لازمه که یه قدم جلو بیوفتیم .

.......

جونگ کوک در حالی که گذرنامه اش رو توی جیب پیراهنش میزاشت به هیزل و سونگ نزدیک شد ...

دقایقی بود که اون دو نفر تو لابی هتل منتظر بودن صحبتای جونگ کوک با پذیرش هتل تموم شه .

ادامه دارد....
قرار بود چهار پارت بزارم
ولی جدی هزار تا کار ریخت روم😭😭
میشه همینو قبول کنید💔


شرایط برای پارت بعد:
(شامل هر سه پارت میشه)
لایک:۱۰۵
کامنت:هر چقدر که دوست دارید

#رمان #فیک #فیکشن
دیدگاه ها (۸۹)

𝑨 𝑪𝒂𝒔𝒆 𝑪𝒂𝒍𝒍𝒆𝒅 𝑳𝒐𝒗𝒆Part 24جین دوباره به حرف های مینجه فکر کرد...

پارت ۱۸ — «چالش عجیب»جونگکوک جعبه رو جلو کشید و یه کاغذ دیگه...

«𝓴𝓪𝓯𝓮𝓱 𝓪𝓻𝓪𝓷 𝓮𝓼𝓵𝓸»« پارت : ۱ » الان دو سال شده بود که سوکجین ...

فیک تهیونگ درخواستی لحظه ی دیدار با تو ایدیتورم : @karlykar...

چند پارتی (درخواستی)

Enemys Embrsce [ part ۳۳ ]

سناریو

دختر و پارتی

پارت اول/

~ترجمه💕✨️:🐰جونگکوک : چطوری بازی کنیم؟🐹جین : خب، ما یه دستمال...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط