کپشننننننننن🛐🥂
کپشننننننننن🛐🥂
دوردونه سکسی🤤📵
پارت نوه
+تموم شد ..
صدایی نشنیدم و برگشتم با دیدنش تو یه قدمیم جیغی کشیدم.
که قهقه ای زد با حرص لب برچیدم
+ایش عوضی
تقه ای به در کلبه خورد چشمامو از چشماش گرفتم و به سمت
در رفتم در کلبه رو باز کردم
که نزدیک شدن هیکل کیلان خودمو بهش بیشتر چسبوندم
با دیدن راننده داداش اخم کردم
که دستش رو پشت گردنش کشید و لب باز کرد
-خانوم رئیس گفتن لباس هاتون رو بیارم
از دستش قاپیدم و لب برچیدم
+میتونی بری
درو محکم بستم با دیدن چشمای کیلان .زدم زیر خنده قدمامو سمتش برداشتم
+ببینم الان من واست خطرناکم یا تو هوم
ابرو هاش بالا پرید و با پوزخندی همون قدمارو حرکت داد به جلو
-یه دختر واسه من خطری نیست حواست باشه
بهم اونقدر نزدیک نشی
لبخندی زدم .
+اخ دلم میخواد تستت کنم ببینم تو کارای دیگه هم
همینقدر خشن هستی یا نه
دوباره یه قدم اومد سمتم .
ابروهاش بالا پرید و بعد دستاش روی سینه ستپرش
گذاشت و لب باز کرد
-میشه بری کنار. راه رو بستی
با اخم رفتم کنار اونم رفت بیرون . درو محکم بست
جیغ خفه ای کشیدم موفق شدم لعنتی دلم اون سیس پکاشو میخواد
تتو هاش زیادی ترسناکه یک ضربه آروم به سرم زدم و خندیدم لباس هامو عوض کردم .
و زدم بیرون اینقدر اعتماد کردن به یه شکارچی اوف چیکار کنم ازش خوشم اومده
تتو هاش لعنتی با دیدنش رفتم سمتش بازوش رو گرفتم که
یکم اخماشو توهم کرد
+میخوای قرار داد رو بهم بزنی .
#رمان #عاشقانه #بزرگسال
به به به دخترکم تصمیم خودشو گرفته 🤣🛐
رمان مشترک من و جیلی بچهااا لطفا فالو کنید تا رمان جدیدمونو پارت گذاری کنیممم🛐🛐🛐🤭
@989946_5383
دوردونه سکسی🤤📵
پارت نوه
+تموم شد ..
صدایی نشنیدم و برگشتم با دیدنش تو یه قدمیم جیغی کشیدم.
که قهقه ای زد با حرص لب برچیدم
+ایش عوضی
تقه ای به در کلبه خورد چشمامو از چشماش گرفتم و به سمت
در رفتم در کلبه رو باز کردم
که نزدیک شدن هیکل کیلان خودمو بهش بیشتر چسبوندم
با دیدن راننده داداش اخم کردم
که دستش رو پشت گردنش کشید و لب باز کرد
-خانوم رئیس گفتن لباس هاتون رو بیارم
از دستش قاپیدم و لب برچیدم
+میتونی بری
درو محکم بستم با دیدن چشمای کیلان .زدم زیر خنده قدمامو سمتش برداشتم
+ببینم الان من واست خطرناکم یا تو هوم
ابرو هاش بالا پرید و با پوزخندی همون قدمارو حرکت داد به جلو
-یه دختر واسه من خطری نیست حواست باشه
بهم اونقدر نزدیک نشی
لبخندی زدم .
+اخ دلم میخواد تستت کنم ببینم تو کارای دیگه هم
همینقدر خشن هستی یا نه
دوباره یه قدم اومد سمتم .
ابروهاش بالا پرید و بعد دستاش روی سینه ستپرش
گذاشت و لب باز کرد
-میشه بری کنار. راه رو بستی
با اخم رفتم کنار اونم رفت بیرون . درو محکم بست
جیغ خفه ای کشیدم موفق شدم لعنتی دلم اون سیس پکاشو میخواد
تتو هاش زیادی ترسناکه یک ضربه آروم به سرم زدم و خندیدم لباس هامو عوض کردم .
و زدم بیرون اینقدر اعتماد کردن به یه شکارچی اوف چیکار کنم ازش خوشم اومده
تتو هاش لعنتی با دیدنش رفتم سمتش بازوش رو گرفتم که
یکم اخماشو توهم کرد
+میخوای قرار داد رو بهم بزنی .
#رمان #عاشقانه #بزرگسال
به به به دخترکم تصمیم خودشو گرفته 🤣🛐
رمان مشترک من و جیلی بچهااا لطفا فالو کنید تا رمان جدیدمونو پارت گذاری کنیممم🛐🛐🛐🤭
@989946_5383
- ۱.۲k
- ۰۹ آبان ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط