صفحه 3

صفحه 3
ادامه داستان
یادمه روزی که بابام خوابوند زیر گوشت که دیگه حق نداری اسمشو بیاری. یادته اون روز چقدر گریه کردم، تو اشکامو پاک کردی و گفتی گریه می کنی چشمات قشنگتر می شه! می گفتی که من بخندم. علی حالا بیا ببین چشمام به اندازه کافی قشنگ شده یا بازم گریه کنم. هنوز یادمه روزی که بابات فرستادت شهر غریب که چشمات تو چشمای من نیافته ولی نمی دونست عشق تو ، تو قلب منه نه تو چشمام. روزی که بابام ما را از شهر و دیار آواره کرد چون من دل به عشقی داده بودم که دستاش خالی بود که واسه آینده ام پول نداشت ولی نمی دونست آرزوهای من تو نگاه تو بود نه تو دستات. دارم به قولم عمل می کنم. هنوزم رو حرفم هستم یا تو یا مرگ. پامو از این اتاق بزارم بیرون دیگه مال تو نیستم دیگه تو را ندارم. نمی تونم ببینم بجای دستای گرم تو ، دستای یخ زده ی غریبه ایی تو دستام باشه. همین جا تمومش می کنم. واسه مردن دیگه از بابام اجازه نمی خوام. وای علی کاش بودی می دیدی رنگ قرمز خون با رنگ سفید لباس عروس چقدر بهم میان!
ادامه داستان پست بعدي
دیدگاه ها (۱)

کاشکی تاریکی می‌رفت فردا می‌شد صبح می‌شد چشمون تو پیدا می‌شد...

اگه بری، دلم می‌میره بدون تــو...من به بودنت عادت نکردم،من ب...

کوک: باشه( ترس )یون یکم شیر خورد یون: مرسی سیر شدمخواهر ته: ...

فکر کنم سخت‌ترین قسمتِ رفتن از تو، خودِ رفتن نیست؛ اینه که ب...

محو زیبایی او پارت ۴۳ویو رزا با درد زانو به خودم میپیچیدم! ک...

ممد رضافالو یادتون نرهراستی بچه ها شما تا ساعت چند بیداریدمن...

من ک کاری ندارم... ولی هزار بار شکستم و دم نزدم؛ هزار بار فر...

عاشقانه های شبنم

موزیک ویدیو «فاصله✨»متن موزیک:چند وقته ک دورم ازت چند وقته م...

چند پارتی (درخواستی)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط