{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

chand Party:

chand Party:

دایون: وقتی رفتم پایین دیدم بچه ها همشون پایینن و کلی هم غذا درست کردن بغضم گرفته بود که چقدر حواسشون بهم هست

دایون: صبح بخیر (بی‌حال ولی با لبخند)
چان: صبح تو هم بخیر بیا بشین
دایون: اووو چرا اینقدر غذا درست کردین
هان:برای تو بیا بشین
دایون: مرسی ولی من این همه رو نمیتونم بخورم
فلیکس: دست خودت نیست باید همش رو تا اخر بخوری
دایون:(خنده) خیلی خوب ولی شما هم که باید بخورین

دایون: همگی رفتیم و دور میز نشستیم و شروع کردیم به خوردن از حق نگذریم واقعا خوشمزه شده بود و کلی هم غذا خوردیم و اخرش هم هممون پرت شدیم روی مبل ها
دیدگاه ها (۰)

p2 *رسیدن به مدرسهجیهوپ:عزیزم پیاده شو مراقب خودت هم باشدایو...

سناریو باکودکو

part : 38chapter : 2نمیخواستم حالشو بدتر کنم+ چرا اونجا وایس...

ادامه ی پارت سیزدهم. پارک لارا.چند لحظه بعد دوباره بلند شدم....

پارت1فقط یه دوست معمولیبعد یه روز سخت و تموم کردن دانشگاه دن...

چند پارتی

رمان: تا وقتی که عاشقت شدم ------ادامه پارت ۲۴

سناریو سو پارت اول

Enemys Embrsce [ part ۳۷ ]

ویو جونگ کوک صبح:از خواب بیدار شدم و یاد اتفاق های دیروز افت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط