{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با چه برگی حکم دل کردی، که آسش دست ماست

با چه برگی حکم دل کردی، که آسش دست ماست
برگ های سر، پیاپی آمد و پیوست ماست

شاه و بی بی هم رسید و بعد از آن سرباز نیز
شهر دل با مردمانش، سرخوش و سرمست ماست

بی گمان، ؛ کت؛ می شوی این دست، یعنی سه به هیچ
حاکم ناشی! ندانستی که دل ، همدست ماست

برگ ها را بر بزن ، از نو ورق را پخش کن
باز هم تیر و کمان دل ، به زیر شست ماست

تا شدی حاکم ، چرا بستی به زنجیرت دلم؟
دل ، ندانستی یل زنجیر را بگسست ماست

یا حکومت را رها کن ، یا دلم را واگذار
حکم رانی حق ما و کوچه ی بن بست ماست....
دیدگاه ها (۴)

با چه برگی حکم دل کردی، که آسش دست ماستبرگ های سر، پیاپی آمد...

با چه برگی حکم دل کردی، که آسش دست ماستبرگ های سر، پیاپی آمد...

با چه برگی حکم دل کردی، که آسش دست ماست برگ های سر، پیاپی آم...

با چه برگی حکم دل کردی، که آسش دست ماست برگ های سر، پیاپی آم...

با چه برگی حکم دل کردی، که آسش دست ماست برگ های سر، پیاپی آم...

💕 💕 💕 💕 💕 💕 💕 با چه برگی حکم دل کردی، که آسش دست ماست برگ ه...

با چه برگی حکم دل کردی، که آسش دست ماستبرگ های سر، پیاپی آمد...

گاهی مسیر جاده به بن بست می رودگاهی تمام حادثه از دست می رود...

دست نوشته خود #نیما_یوشیج👆 در وصف امام علی علیه السلام :گفتی...

خدایا....دقیقا اون‌لحظه ای که درماندگی،مرا از تو غافل کرد......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط