{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نویسنده: سارا خوشحال

نویسنده: سارا خوشحال
ژانر : عاشقانه
تعداد صفحات : ۵۳۲
خلاصه رمان:
رمان در مورد دختری به نام ترنم هستش که روحیه حساسی داره، بر اثر یه تصادف دوستش نرگس رو از دست میده و دچار عذاب وجدان شده
برای رهایی از عذاب وجدان تصمیم میگیره نذر نرگس رو که رفتن سرخاک پدربزرگش توی یه روستا در شمال بوده انجام بده
توی مسیر یه تصادف دیگه رخ میده که با پسری به اسم آرش میرزایی که از قضا مجری معروف تلویزیون هم هست آشنا میشه و اتفاقاتی می افته که این دو نفر مجبور میشن یک شب رو تو روستا در کنار هم ، توی یک اتاق بگذرونن
جرقه آشناییشون از همون جا زده میشه
شنیدید میگن عشق آغاز شد ولی افتاد مشکل هااا، حکایت این دو تا جوونه
اتفافاتی تو جریان زندگیشون می افته، آدم هایی وارد زندگیشون میشن که باعث میشه روح این دو جوون صیقل پیدا کنه و پخته تر بشن
رمان فقط سکانس های عاشقانه نداره، سعی کردم پند آموز باشه تا خواننده بعد از وقت صرف کردن برای خوندش یه نتیجه اخلاقی بگیره.
بخشی از رمان:
خمار خوابم، آلارم گوشیم داره خودشو خفه میکنه، چقدر دلم میخاست امروز جمعه بود تا یه
خورده بیشتر میخوابیدم اما مثل اینکه چاره ایی نیست، با چشمای بسته دنبال گوشیم میگردم تا
این ملکه عذاب رو خفه اش کنم، به سختی از رختخوابم دل میکنم و میرم سمت دستشویی
مامان مثل هر روز صبح زودتر از همه از خواب بیدار شده و بساط صبحانه رو آماده کرده، با این
که دهنم باز نمیشه اما برای دلخوشی مامان چند لقمه ایی میخورم، آخه مامان دوس نداره کسی
بدون خوردن صبحانه از خونه بره بیرون، من فکر میکنم آماده کردن صبحانه برای ما یه امید و
انگیزه است برای مامان برای شروع یه روز جدید
از خونه میزنم بیرون ، هوا یه نمه سرد شده ، زیپ کاپشنمو میکشم بالاتر تا سوز هوا اذیتم نکنه ،
طبق معمول هر روز زیر لب زمزمه میکنم و به خودم انرژی مثبت میدم ، چه روز خوبیه، چقدر من
خوشبختم، همه چیز عالیه ، خدا منو خیلی دوس داره
باید تا ایستگاه اتوبوس پیاده برم پس برای این که حواسمو پرت کنم هنذفری رو میزارم تو
گوشمو چند تا آهنگ ملایم پلی میکنم
ساعت چند دقیقه ایی از ۸ گذشته که به شرکت میرسم، این ساختمون و آدمش اصلا حس خوبی
رو بهم منتقل نمیکنن..


https://98iia.com/%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%84%d9%88%d8%af-%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%aa%d8%b1%d9%86%d9%85-%d9%86%d9%88%d8%af%d9%87%d8%b4%d8%aa%db%8c%d8%a7/
دیدگاه ها (۱)

اسم رمان سوکوکو: فرار از مرگ ۲۹ آوریلژانر:عاشقانه، غمگین نوی...

بدترین درد هام تو انیمه رو توی قسمت 13 انیمه تناسخ یک علاف د...

true Love①⑧دست تهیونگ رو گرفته بودم ا/ت: من هنوز باورم نشده ...

صدای مهیب p19

حالم طوریه که انگار ۹۹ درصد فیلم آپلود شده دستم خورده تو کلی...

I love you in any situation...

خوشگل پسرا خودشونو معرفی کردن❤️🎀🦊: بچه‌ها، تا حالا ویدیوهای ...

فیک تهیونگ مافیایی

چند روز گذشت اون روز قرار بود برای من چند تا خواستگار بیاد ر...

سلام دخترای قشنگم امیدوارم حال دلتون خوب باشه ( برعکس من ) و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط