{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ساقیا صبح است می از شیشه درپیمانه کن

ساقیا صبح است می از شیشه درپیمانه کن
حشـرخـواب آلـودگان ازنـعـره‌ ی مستانه کن

می ‌رودفیض صبوح ازدست، تادم می ‌زنی
پـیـش این دریـای رحمت، دست راپیمانه کن !

#صائب_تبریزی



سلااام
صبح قشنگ پاییزیتون بخیر...🍃 🍃
دیدگاه ها (۱۶)

پارت ۳۳خانه، حالا دیگر برای رزا شبیه به یک موزه‌ی سرد و بی‌ر...

🕊️💌🌸 نامه‌ای به کبوتر آرزوها... 🌸💌🕊️🌤️💚 امروز دلم می‌خواهد ن...

پارت دوم | نقشه‌ی پلیدانهفردای آن روز...صبحانه روی میز آماده...

*عشق در اعماق یک مافیا* پارت 2اون‌قدر خسته بودم که نفهمیدم چ...

سناریو

‍ 🌹اعوذبالله من الشیطان رجیم🌺☘🌼بِسْمِ ألله ألرحْمنِ ألرَحيمْ...

جیمین زودتر از چیزی که قول داده بود به عمارت برگشت.هنوز وارد...

دردسرهای بچه داری پارت ۱۱

پارت ۱۱ویوی تهیونگ از خواب بیدار شدم و رفتم دستشویی و دست و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط