لجبازی
لجبازی
P4
چرخوندیم افتاد به سایان و ته
ته: نونا بپرس
س: خب اهم اهم
میگمم تو تاحالا به اونی دروغ گفتی؟
ته: نه اصلا
یونا: یااااا داری دروغ میگی همین امروز دیدمت با یه دخترع بهت چسبیده بود هیچی نگفتم بهت ببینم میگی خودت یا نه
ته: ودف چاگی خوبی؟
یونا: من اره عالیم ت خبی
ته: یوناشی اصن خوب نیستی چته کدوم دختر اخه
یونا: همون ت شرکت ولت میکردن
باهاش س ک س هم میکردی ( گایز ایشون یه دختر هرزه هس ک با شرکت ته قرار داد داره )
س: وایییی اوپا راس میگههه؟؟
ته: وایسا برات توضیح میدم این چرت و پرتا چیه میگی تو اخه
یونا: خفه شو بابا
ته دیگ عصبی شد و یه سیلی محکم زد به یونا ک یونا پخش زمین شد( وای دستت طلا تهیونگ 😂💋)
س: هعیییییی اوپاااا این چ ک کاری بوووود اونییی خوبیی
ک: ودف داش چی کار کردی
یونا: هه ولش مهم نی من میرممممم
س: وایسا منم میامممممممم
ک: کجا
س: به توچه
یونا با گریه زد بیرون
س: وایسا بیامممممن
ی: بیا دیگه( با بغض)
رسیدن خونه کوک اینا
ویو سایان
شعت اوپا خیلی بد زدش جای دستش رو صورت یونا مونده
س:اونی خوبییی؟؟؟
ی:هقق چجوری خوب باشم دیدی جلو شماها منو زد ققق😭
س: اونی بیا بغلم
🫂🫂
س: برو دست و صورتت و بشور بالا استراحت کن بعدا باهم حرف میزنیم
ی: باشه ممنون
یونا گریه کنان رف طبقه بالا
سایان داش تو اشپزخونه غذا درست میکرد ک گوشیش زنگ خود
سایان ویو
داشتم اشپزی میکردم ک دیدم گوشیم زنگ میخوره دیدم تهیونگه
مکالمه
الو؟
الو سلام نونا رسیدن؟
هه مهمه مگه ؟
یااا اذیت نکن رسیدین یونا خوبه؟
اره
باشه مرسی
بای
سایان گوشیو قطع کرد
بعد از ۵ دیقه کوک به سایان پیم داد
ک: بیبی رسیدین حالت خوبه؟
س: اره
ک: قهری؟
س: کاری داری؟
ک: ن خاستم حالتو بپرسم
س: اها
سایان گوشی و گزاش کنار رف یونا رو صدا کنه ک با صحنه ایی ک دید چشاش چهار تا شد و..........
ها ها پارت بعدییییی
چطور بود؟؟
P4
چرخوندیم افتاد به سایان و ته
ته: نونا بپرس
س: خب اهم اهم
میگمم تو تاحالا به اونی دروغ گفتی؟
ته: نه اصلا
یونا: یااااا داری دروغ میگی همین امروز دیدمت با یه دخترع بهت چسبیده بود هیچی نگفتم بهت ببینم میگی خودت یا نه
ته: ودف چاگی خوبی؟
یونا: من اره عالیم ت خبی
ته: یوناشی اصن خوب نیستی چته کدوم دختر اخه
یونا: همون ت شرکت ولت میکردن
باهاش س ک س هم میکردی ( گایز ایشون یه دختر هرزه هس ک با شرکت ته قرار داد داره )
س: وایییی اوپا راس میگههه؟؟
ته: وایسا برات توضیح میدم این چرت و پرتا چیه میگی تو اخه
یونا: خفه شو بابا
ته دیگ عصبی شد و یه سیلی محکم زد به یونا ک یونا پخش زمین شد( وای دستت طلا تهیونگ 😂💋)
س: هعیییییی اوپاااا این چ ک کاری بوووود اونییی خوبیی
ک: ودف داش چی کار کردی
یونا: هه ولش مهم نی من میرممممم
س: وایسا منم میامممممممم
ک: کجا
س: به توچه
یونا با گریه زد بیرون
س: وایسا بیامممممن
ی: بیا دیگه( با بغض)
رسیدن خونه کوک اینا
ویو سایان
شعت اوپا خیلی بد زدش جای دستش رو صورت یونا مونده
س:اونی خوبییی؟؟؟
ی:هقق چجوری خوب باشم دیدی جلو شماها منو زد ققق😭
س: اونی بیا بغلم
🫂🫂
س: برو دست و صورتت و بشور بالا استراحت کن بعدا باهم حرف میزنیم
ی: باشه ممنون
یونا گریه کنان رف طبقه بالا
سایان داش تو اشپزخونه غذا درست میکرد ک گوشیش زنگ خود
سایان ویو
داشتم اشپزی میکردم ک دیدم گوشیم زنگ میخوره دیدم تهیونگه
مکالمه
الو؟
الو سلام نونا رسیدن؟
هه مهمه مگه ؟
یااا اذیت نکن رسیدین یونا خوبه؟
اره
باشه مرسی
بای
سایان گوشیو قطع کرد
بعد از ۵ دیقه کوک به سایان پیم داد
ک: بیبی رسیدین حالت خوبه؟
س: اره
ک: قهری؟
س: کاری داری؟
ک: ن خاستم حالتو بپرسم
س: اها
سایان گوشی و گزاش کنار رف یونا رو صدا کنه ک با صحنه ایی ک دید چشاش چهار تا شد و..........
ها ها پارت بعدییییی
چطور بود؟؟
- ۱۶.۴k
- ۲۲ مرداد ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط