{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای آتش سودای تو خون کرده جگرها

ای آتش سودای تو خون کرده جگرها

ای آتش سودای تو خون کرده جگرها
بر باد شده در سر سودای تو سرها
در گلشن امید به شاخ شجر من
گلها نشکفند و برآمد نه ثمرها
ای در سر عشاق ز شور تو شغب‌ها
وی در دل زهاد ز سوز تو اثرها
آلوده به خونابه‌ی هجر تو روان‌ها
پالوده ز اندیشه‌ی وصل تو جگرها
وی مهره‌ی امید مرا زخم زمانه
در ششدر عشق تو فرو بسته گذرها
کردم خطر و بر سر کوی تو گذشتم
بسیار کند عاشق ازین گونه خطرها
خاقانی از آنگه که خبر یافت ز عشقت
از بیخبری او به جهان رفت خبرها
دیدگاه ها (۴)

شعرم کنایه نیستگلایه نیستآشنا ترینِ لحظه شایددر غمِ نتوانستن...

چه خورشیدی دمید از گوشه ی اشراق آغازتکه اهل خاک را سر مست کر...

:مهربانم یاد تو بر شعر من جان می دهددرد من را چشم تو یکباره ...

️دلم ﻋﺸﻘﯽ ﻫﻮﺱ ﮐﺮﺩﻩ..? ﮐﻪ ﺑﺎ ﻣﻦ ﻫﻤﺼﺪﺍ ﺑﺎﺷﺪ..?ﺑﮕﻮ...

♥️꙰ꦿ♥️꙰ꦿ... باز امشب از خیال تو غوغاست در دلم آشوب عشق آن قد...

You hear that?- Mehrdad Pirshahbaz - Scream It Out (Ft Mohsen Mirnia and Aura)

My Vampire Mate Season 2 part : 84

ای آتش سودای تو خون کرده جگرهابر باد شده در سر سودای تو سرها...

ای آتش سودای تو خون کرده جگرهابر باد شده در سر سودای تو سرها...

ای آتش سودای تو خون کرده جگرهابر باد شده در سر سودای تو سرها...

ای آتش سودای تو خون کرده جگرهابر باد شده در سر سودای تو سرها...

[ای آتش سودای تو خون کرده جگرها, بر باد شده در سر سودای تو س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط