{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای ز سودای تو دل شیدا شده

ای ز سودای تو دل شیدا شده
زآتش عشق تو آب ما شده
عاشقان در جست و جویت صد هزار
تو چو دری در بن دریا شده
از میان آب و گل برخاسته
در میان جان و دل پیدا شده
عاشقان را بر امید روی تو
خون دل پالوده و جانها شده
تو ز جمله فارغ و مشغول خویش
خود به عشق خویش ناپروا شده
دیدگاه ها (۰)

داد دهی ساغر و پیمانه رامایه دهی مجلس و میخانه رامست کنی نرگ...

به انتظار دیدار تو در شبی مهتابی می ایستم تنها چون گلی دل ش...

مرا این حکایت  ز سودای توست ..خماری و ، مستی ، ز صهبای توست ...

سعادت جو دگر باشد و عاشق خود دگر باشدندارد پای عشق او کسی کش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط