عاشقانه

‍ ‍ ‍ ‍ بهرِ آن نازِ نگاهت به همه رو زده ام
چون طلسمم به خدا دست به جادو زده ام
به خیالِ تو نشستم همه شب دل نگران
حرف و اسرار نهان با گلِ شب بو زده ام
دلم از رفتن تو تنگ و رخم زرد و غمین
سَرِ خود را به شفاخانه ی زانو زده ام
شعرم از غصه پر و چشم غزل بارانیست
به دو خط شعرِ وزین دل به هیاهو زده ام
من و تو ، قایق و دریا ، شب و امواجِ جنون
یک نفس در پی تو یکسره پارو زده ام.
دیدگاه ها (۰)

تا تو را داشته باشم، به خدا رو زده‌ام سرمه بر چشم سیه، شانه ...

تا تو را داشته باشم، به خدا رو زده امسرمه بر چشم سیه، شانه ب...

..تا تو را داشته باشم، به خدا رو زده ام سرمه بر چشم سیه، شان...

تا تو را داشته باشم، به خدا رو زده ام سرمه بر چشم سیه، شانه ...

تا تو را داشته باشم، به خدا رو زده ام سرمه بر چشم سیه، شانه ...

تا تو را داشته باشم، به خدا رو زده‌ام سرمه بر چشم سیه، شانه ...

تا تو را داشته باشم، به خدا رو زده‌ام سرمه بر چشم سیه، شانه ...

تا تو را داشته باشم، به خدا رو زده ام سرمه بر چشم سیه، شانه ...

تا تو را داشته باشم، به خدا رو زده امسرمه بر چشم سیه، شانه ب...

تا تو را داشته باشم، به خدا رو زده امسرمه بر چشم سیه، شانه ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط