منم و داغ نگاهی که به قلبم زده ای

منم و داغ نگاهی که به قلبم زده ای
آتش خرمن آهی که به قلبم زده ای

قول دادی همه ی دار و ندارم باشی
در تنم رخنه کنی، فصل بهارم باشی

من به بد قولی چشمان تو عادت کردم
به همین بودنت از دور قناعت کردم

ترسم این است بیایی و صدایم نکنی
کوهی از درد ببینی و دعایم نکنی

ترسم این است صدایم به صدایت نرسد
بدوم با سر و سر باز به پایت نرسد

نکند جای تو را فاصله ات پر بکند
خاطره روی تورا سایه تصور بکند..
دیدگاه ها (۲)

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

پارت ۵

-روز خونینسرما تا مغز استخوانم نفوذ کرده بود، اما تنم از حرا...

منم و داغ نگاهی که به قلبم زده ایآتش خرمن آهی که به قلبم زده...

منم و داغ نگاهی که به قلبم زده ایآتش خرمن آهی که به قلبم زده...

منم و داغ نگاهی که به قلبم زده ایآتش خرمن آهی که به قلبم زده...

منم و داغ نگاهی که به قلبم زده ایآتش خرمن آهی که به قلبم زده...

منم و داغ نگاهی که به قلبم زده ایآتش خرمن آهی که به قلبم زده...

قول دادی همه ی دار و ندارم باشیدر تنم رخنه کنی فصل بهارم باش...

.......قول دادی همه ی دار و ندارم باشیدر تنم رخنه کنی فصل به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط