منم و داغ نگاهی که به قلبم زده ای

منم و داغ نگاهی که به قلبم زده ای
آتش خرمن آهی که به قلبم زده ای

قول دادی همه ی دار و ندارم باشی
در تنم رخنه کنی، فصل بهارم باشی

من به بد قولی چشمان تو عادت کردم
به همین بودنت از دور قناعت کردم

ترسم این است بیایی و صدایم نکنی
کوهی از درد ببینی و دعایم نکنی

ترسم اینست صدایم به صدایت نرسد
بدوم با سر و سر باز به پایت نرسد

نکند حادثه ای باز به بادم بدهد
داغ فهمیدن یک راز به بادم بدهد؟

نکند جای تو را فاصله ات پر بکند
خاطره، روی تورا سایه تصور بکند
دیدگاه ها (۲)

‌الان دیگه بین خودم و اتاقم نمی‌دونم کدوممون بهم ریخته تریم....

گربه ای در نیمکت کناری...

چند پارتی

پارت: 29 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*شب فضای خونه از هوای پیست ...

پارت ۵۴

name:𝓣𝓱𝓮 𝓢𝓹𝓵𝓮𝓷𝓭𝓸𝓻 𝓸𝓯 𝓟𝓲𝓰𝓶𝓮𝓷𝓽 𝓲𝓷 𝓽𝓱𝓮 𝓓𝓪𝓻𝓴𝓷𝓮𝓼𝓼.Season:¹part:⁴....

-روز خونینسرما تا مغز استخوانم نفوذ کرده بود، اما تنم از حرا...

#تکپارتی تهیونگ

پارت: 25 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*عصر همان روز، هوا به طرز ا...

Forbidden love①③کوک: به من نگاه کن... یعنی این تو بودی؟گیج و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط