{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نگیر از این دل دیوانه، ابر و باران را

نگیر از این دل دیوانه، ابر و باران را

هوای تنگ غروب و شب خیابان را

اگر چه پنجره ها را گرفته ای از من

نگیر خلوت گنجشکهای ایوان را

بهار، بی تو در این خانه گل نخواهد داد

هوای عطر تو دیوانه کرده گلدان را

بیا که تابستان، با تو سمت و سو بدهد

نگاه شعله ور آفتابگردان را

تو نیستی غم پاییز را چه خواهم کرد

و بی پرنده گی عصرهای آبان را

سرم به یاد تو گرم است زیر بال خودم

اگر به خانه ام آورده ای زمستان را

بریز! چاره ی این عشق، قهوه ی قجری ست

که چشمهای تو پر کرده اند فنجان را ...!
دیدگاه ها (۱)

تو...بزرگ ترین آرزوی منی...حتی...اگر بر آورده شوی... باز هم....

معجزه آون کسیه که می تونه تو یه ثانیه با حرفش حالتو عوض کنه....

بگذار سر بــه سینه ی من در سکوت ، دوستگاهی همین قشنگ ترین شک...

موج ز خود رفته رفتساحل افتاده مانداین، تن فرسوده را،پای به د...

سال‌هاست که تقویم‌ها دیگر اسم تو را ورق نمی‌زنند و ساعت‌ها د...

#pain#P⁹⁴#Season²کلافگی نفسش رو بیرون میده. اون روز همراه می...

🖤 عقد با رئیس مافیا — پارت 23ساعت ۱۲ شب شد.تهیونگ، ات و کانگ...

بالهای سرخ پارت ۹

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

وقتی تو رفتی، حالم بد شد. نه آن‌طور که با یک تبِ ساده چند رو...

کاش می‌شد برای لحظه‌ای، دنیا را روی دور کند گذاشت.آن‌قدر دوی...

سناریو جونگکوک

" از یک غریبه...به دلیل زندگیم! "part : ⁵⁹_ کدوم شاهد؟!من که...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط