{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حتما آهنگ رو دان کنید

حتما آهنگ رو دان کنید
.
.
.
.
.
.
.
ترانه هامو گوش بده وقتی که بارون می زنهوقتی که اشک آدما معنی فریاد منهترانه هامو گوش بده وقتی دلت پر از غمهوقتی تو سفرت شب و روز یه چیزی مثل نون کمهبا من بخون از مادری که توی درد هاش سوخته بوداز اون جونی که واسه نون شبش کلیه شو  فروخته بوداز پدری بخون که صد هیچ باخته بود به سرنوشتاز بچه ای که گشنه بود ولی مشق بابا نون داد می نوشتزندگی نفس کش می خوادهر مشکلی طرفت میادتو رو می کشونه به سمت خودشپاره نمی شی فقط کش میایسر شدی یه جسم بیخودیکه دیگه الکی حرص نمی خوریمثل شلاقی که تا ده تا بخوریدیگه بقیش رو حس نمی کنیهر کی پرسید سلام چطوریجواب یک کلام دکوریشکر یعنی داغونیممکنه از زندگی هر آن ببریداری فرار می کنیاز اونا که تو رو زیر میز دور زدنبا یه لبخند تلخ گفتیاینم از این این نیز بگذردپدرت  قطعا مردهواسه زخمات مرهم دردهواسه اینکه جلوت سر بلند بشهجلو ارباب سر خم کردهمادرت که  ماورای با مرامکه تنها رفیق ماجراستو استرس آیندتهتا یه روزی دور از جون از پا درآدمشکل تو پوله که چشماتبه جای اشک با خون ترنهرچند پولدار هایی رو می شناسمکه از من و تو داغون ترنهمه درگیریماز حقیقت ها در می ریمهمه از قصه هامون فقط جوک ساختیممست کردیم  خندیدیمخوب زندگی هم خوبه هم خشندرد هر کی قدر جنبشهفقط امیدوارم که تک به تکاینا رو هم جمع نشهچون که وقتی موقعی رسیدکه سرسخت و عقده ای بشیخشم توی شریانتهاون زمان وقت فریادتهاینقدر فریاد می زنم تا گوش دنیا کر بشهاینقدر می گم که شاید چشم خدا هم تر بشهاینقدر می گم که صدام برسه به کل زمیندعا کنیم بارون بیاد دعا کنیم آمّینصابخونه یه برگه از کیفدر اورد گفت ما رو خسته کردینبزنین به چاکنذارین برگردم من با حکم جلب قطعیگفتیم حاجی مکه رفتیمرگ هر کی که دوست داریشب عیدی نذار حیرون و  در به در شیمولی گفت دست من نیستمادر زار می زداَساس خونه رو بار می زدصابخونه ای که با حکم تخلیههی خودشو باد می زدپدر خسته بود از این شانسسرشکسته و پریشانهر از گاهی بهم چشمک می زدکه بهم بگه نترس من اینجامدرس و مشقینهضرب و تقسیمنهجمع و تفرقنهزنگ تفریحبن بست یه مغز تعطیلتو فکر ترک تحصیلآدم همین وقت هاست که می تونه همه رو بشناسهبشمار سه رفت اون که همش می گفتیجاش روی تخم چشماتهرفاقت ها بوی خیانت می دننه نگو توی قیافت دیدمیکی راست حسینی بهم بگهکه معنی رفیق رو کیا فهمیدنای کاش که بتونم دلیلنامردی ها رو بدونم همینتا دو نفر رو با هم آشنا کردیمتیم شدن که بد منو بکوبن زمینقلبتو عشقتو حستو وقتتو هزینه کنکه آخرم بره با یکی دیگه تنهایی بشه نصیبمونزندگیت یه جزیره بودقدم زدم در مسیر توکه با لبخند بهم بگی همه اینا وظیفه بودیزیدتواینقدر فریاد می زنم تا گوش دنیا کر بشهاینقدر می گم که شاید چشم خدا هم تر بشهاینقدر می گم که صدام برسه به کل زمیندعا کنیم بارون بیاد دعا کنیم آمّین
دیدگاه ها (۵)

برده عمارت جئون

خستگیِ روز رو چطور در می‌کنی؟ 🌙بعضی وقت‌ها لازمه یه چند دقیق...

dark life= 42ات لبخند زد. «هیچی. فقط... بوی بارون رو دوست دا...

پارت: 7 (بخش2) **زاویه دید: زین**اسم *استرلینگ* مثل یه سطل آ...

ادامه

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت 12ویو کوکبارون ...

عاشقانه های شبنم

چان،لینو و آی ان بودن لیسنینگ پارتی🤍🧡:🐺:به زبون های مختلف سل...

🐰 من می‌خوام حلقه رو فقط روزای خاص بندازم، چون حس می‌کنم اگه...

بهار بدون تو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط