{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت: 7 (بخش2)

پارت: 7 (بخش2)

**زاویه دید: زین**

اسم *استرلینگ* مثل یه سطل آبِ یخ ریخته شد رو سرم. مدرسه‌ی شبانه‌روزیِ روانی‌ها تو یه ایالتِ دیگه که شعارشون "شکستن برای از نو ساختن" بود. یه جهنمِ واقعی.

«پدر، من کاپیتانِ تیمم! کالج‌ها دارن از الان پیشنهاد می‌دن. نیازی به استرلینگ نیست.» سعی کردم صدام محکم و مردونه باشه، اما دیواری که دورِ خودم کشیده بودم داشت از تو ترک می‌خورد.

«تا زمانی که من تصمیم نگیرم، هیچ‌چیز تو این زندگیِ لعنتیت قطعی نیست!» ریچارد تقریباً غرید. «اون دختره... هیزل، درسته؟ شنیدم تو همون سالن باهاش تنبیه شدی. خوب گوش کن ببین چی می‌گم، زین. کوچک‌ترین لغزشی، فقط یه خبرِ کوچیکِ دیگه که دوباره آبروی برندِ این خانواده رو به خطر بندازه، و من شخصاً با جتِ خصوصی می‌فرستمت استرلینگ. تو یه مسیرِ مشخص داری. مدیریتِ شرکت‌ها، دانشگاهِ تاپ، و بزرگ‌تر کردنِ امپراتوریِ من. من اجازه نمی‌دم هورمون‌های مسخره‌ی نوجوونی یا لاس زدن با آدم‌های کفِ خیابون، این سرمایه‌گذاریِ چند میلیون دلاری رو نابود کنه. شیرفهم شد؟»

دندون‌هام رو انقدر محکم روی هم فشار دادم که حس کردم فکم الان می‌شکنه. یه نگاهِ گذرا به مادرم انداختم؛ سرش رو انداخته بود پایین و با قاشقِ نقره‌اش سوپ رو بی‌هدف هم می‌زد. هیچ‌وقت قرار نبود از اون سمت کمکی بهم برسه. هیچ‌وقت.

«بله، پدر. کاملاً شیرفهم شد.»

بقیه‌ی شام تو یه سکوتِ مرگبار و روانی‌کننده گذشت. فقط صدای برخوردِ کارد و چنگال‌ها به ظروفِ چینیِ گرون‌قیمت سکوت رو می‌شکست. هر لقمه‌ای که به زور قورت می‌دادم، مثل یه تیکه شیشه‌خرده گلوم رو پاره می‌کرد.

نیم ساعت بعد، وقتی بالاخره این شکنجه تموم شد و اجازه پیدا کردم میز رو ترک کنم، با قدم‌هایی که به زور کنترلشون می‌کردم از پله‌های مارپیچِ عمارت رفتم بالا. درِ اتاقم رو که بستم و قفل کردم، دیگه نتونستم این ماسکِ لعنتی رو نگه دارم.....
دیدگاه ها (۰)

«پارت بعدی در راه است… ⏳✨شرط انتشار سریع:✅ ۱۵ لایک✅ ۲۰ کامنت...

پارت: 7 (بخش1) **زاویه دید: زین**عمارت استون همیشه بوی خاصی ...

پارت: 6 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*ناگهان، پله‌ی فلزی زیر پای ...

My professor Chapter:2Part:86هیزل بهت زده ، با اخم غلیظی چشم...

سیلامح با ورژن دیگه ی هیپنوس پدر گرامی بنده آشنا شین🤓🎀 https...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط