رنگینکمان خاکستری*
رنگینکمان خاکستری*
پارت:۵۳
حرفش تو دهنش بود که مشت محکمی از طرف جیهون روی صورتش نشست
نیروی دستش اونقدری بود که اون عوضی مثل لاشه گوشت پخش زمین شد
از نفس های پی در پی جیهون مشخص بود هنوز تموم نشده.
نزدیکش شد و موهاشو دو طرفش گزاشت و روی زانو هاش نشست
و شروع کرد به مشت زدن به صورتش.
صدای بدی داشت جوری که به نگاه کردنش خودم دردم میگرفت
هیچ یک از افراد توی کافه جرئتش رو نداشت اونارو از هم جدا کنه
بالاخره خودش دست برداشت.
صورت اون اشغال غرق خون بود.
جیهون بالا سرش وایستاد و انگشتشو تو هوا تکون دادو با داد گفت:
_هیورا دیگه به هیچ وجه تو این توله کار نمیکنه توم دیگه حق نداری دو رو برش پیدات شه
شخصا ریدم
ولی یکی نیست بگه آخه برادر من این چه کاریه
الان برم قبر کی رو تمیز کنم بهم پول بده ایششش
دوس داشتم بهش چنتا فوش آبدار میدادم
نا گورشو گم کنه و اینقدر همه جا نباشه.
در حالی که داشت دستمو میکشیدو از کافه بیرونم میکرد.....
پارت:۵۳
حرفش تو دهنش بود که مشت محکمی از طرف جیهون روی صورتش نشست
نیروی دستش اونقدری بود که اون عوضی مثل لاشه گوشت پخش زمین شد
از نفس های پی در پی جیهون مشخص بود هنوز تموم نشده.
نزدیکش شد و موهاشو دو طرفش گزاشت و روی زانو هاش نشست
و شروع کرد به مشت زدن به صورتش.
صدای بدی داشت جوری که به نگاه کردنش خودم دردم میگرفت
هیچ یک از افراد توی کافه جرئتش رو نداشت اونارو از هم جدا کنه
بالاخره خودش دست برداشت.
صورت اون اشغال غرق خون بود.
جیهون بالا سرش وایستاد و انگشتشو تو هوا تکون دادو با داد گفت:
_هیورا دیگه به هیچ وجه تو این توله کار نمیکنه توم دیگه حق نداری دو رو برش پیدات شه
شخصا ریدم
ولی یکی نیست بگه آخه برادر من این چه کاریه
الان برم قبر کی رو تمیز کنم بهم پول بده ایششش
دوس داشتم بهش چنتا فوش آبدار میدادم
نا گورشو گم کنه و اینقدر همه جا نباشه.
در حالی که داشت دستمو میکشیدو از کافه بیرونم میکرد.....
- ۲.۹k
- ۱۵ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط