پارت دوم هم گذاشتم

part2

( الامت اقای هان=)
=پس بیا بیر کلاس که دیر نشه
تهیونگ: چشم
اول اقای هان وارد کلاس شد
که نمیدونم چی گفت بعد اسم منو صدا زد که وارد کلاس شدم
=تهیونگ خودتو معرفی کن
تهیونگ:سلام من کیم تهیونگ هستم و میخام بدونم باید کجا بشینم
=هههه نمیخای چیز دیگه ای بگی مثل یکمی صمیمی تر
تهیونگ: و امیـــــــدوارم که باهم کنار بیایــــــم
(این حرفشو کش دار میگه)
یونا: هه چه دوستانه(اروم میگه)
=برو اونجا پیش یونگی بشین
تهیونگ: چشم
رفتم نشستم که یه جور عجیبی نگام کرد دیونه خلوچل
جلوی من یعنی من اون پسر که فکنم اسمش چونگی یونگی به هرحال دوتا وراج نشسته بود برکشتن که سلام دادن
جیمین: سلام
جونکوک: سلام خوشبختم
تهیونگ: سلام منم همینطور و تو هم همون کور لاعلاجی
جونکوک: شما همو میشناسید
جیمین: هین اومدن خوردم بهش
یونگی: کلا انگار جیمین دوست داره اولین برخوردش با دیگران فیزیکی باشه
جونکوک: نکنه شکی داری😂
جیمین: شایدم شما خیلی دیلاغی که من بهت میخورم
=اون ته کلاس چه خبره
یونگی: هیچی استاد
تهیونگ: خوب دیگه نزاره منظره زیباتونم بودم
=خوب دفتراتون رو بزارید روی میز تا یونا بیاد چک کنه
تهیونگ: خوب واسه من که نمیخاد ببینه

The end of the part2
دیدگاه ها (۱)

My ArirangPart ۲۳...یونگی: خب ترجیح میدم دست از این نمایش مز...

𝓥𝓸𝓻𝓸𝓳𝓪𝓴 𝓮 𝓶𝓪𝓷⁶سر میز شام، پدر با لحنی جدی ولی مهربون، به جیم...

ممنون که میخونی این داستان واقعی نیست

Iove and the moonPart411 ماه بعد یونا: رومی امده شدی بیا که ...

《نوری در دنیای مرده ها》پارت⁴ ساعت ۶ صبحویو یونایکی چیزی داشت...

Iove and the moonPart32یونا: مامان من دیگه میرم خونه خدا نگه...

𝑺𝒕𝒂𝒚 𝒊𝒏 𝒎𝒚 𝒂𝒓𝒎𝒔 𝑷𝒂𝒓𝒕: ...

Forced to be by your sideبه اجبار کنار توpart: 26همه با عجله...

part 58″صدای زنگ در″جین« کوک برو درو باز کن»جونگکوک بلند شد ...

#ترد شده من پـــــــارتــــــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط